ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

218

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

صاحبى ايلچى بعد از استماع اين امر ، قدرى با آنها در مقام تغيير گفتگو كردند ، و مذكور نمودند كه هر گاه فرض از تعيين مهماندار اين است كه هر ساعت به يك نفر از آدمهاى ما تهمتى به طريق تهمت كه به شاگرد طباخ اسناد دادند ، داده باشند ، و سر راهى گرفته باشند كه من به ملاقات دوىمايور تن دربدهم فكر بيجائى كرده‌اند ، و امكان ندارد كه من او را به اين وسايل ملاقات كنم ، و هر گاه غرض خدمت من است . مرا امرى و خدمتى نيست . [ تا ] مادام كه امپراطور اعظم وارد پتربورغ بشود ، من مهماندار در كار ندارم . آنها در جواب عذرخواهى الى غير النهايه كرده و اصرار زياد در قبول مهماندار جديد نمودند . صاحبى نظر به اصرار آنها قبول كردند ، و جنرال تيرى فرت را نوازش كرد ، مأمور به مهماندارى خود نمود . الحق مرد درست‌رفتار خدمتگزارى بود . يوم سه‌شنبهء ششم لغايت يكشنبهء يازدهم : امر تحريرى واقع نبود . در اين روزها بزرگان و اعيان روس و لاردوالپول انگريز مكرر به ديدن صاحبى ايلچى مىآمدند و مشغول صحبت بودند . و صاحبى ايلچى گاهى به درس و مشق انگريزى ، و گاهى به گردش باغ جنب منزل نيز اشتغال مىنمودند . يوم دوشنبهء دوازدهم : بعد از ناهار « 1 » مهماندار خدمت صاحبى ايلچى آمده ، مذكور نمود كه برادر رومنروف وزير روس به ديدن شما مىآيد . در همان بين وارد شد . مشاراليه در زمان پتر پادشاه ثانى وزير اعظم بوده ، مرد دانشمند از همه‌جا آگاهى به نظر آمد ، و از اوضاع و ولايات ايران و تواريخ سلاطين سلف استحضار تمام داشت . به قدر دو سه ساعت در خدمت صاحبى توقف نموده ، از پادشاهان قديم ايران ، و وضع و سامان ايشان ، و هر ولايت از مملكت ايران صحبت بسيار داشته . صاحبى ايلچى از مراتب دانشمندى و آگاهى آن قدرى حيرت مىنمودند . چراكه در همهء خلق روس به آدمى كه توان با او صحبت از هر جا و هر مقوله داشت برنخورده بودند . و اين روز اين شخص و صحبت‌هاى او تازگى داشت . از جمله مذكور مىنمود كه شريعت و طريق ديندارى و آئين مسلمانى مسلمانان را به همه جهت من بلديت تام و تمام دارم . و بعضى مسائل را مىگفت و تحقيق مىكرد كه موافق بود . خلاصه قدرى صحبت از هر جا و هر مقوله ، با صاحبى ايلچى داشتند . بعد به منزل خود رفت و باقى آن روز نيز بطريق ساير روزها ، صاحب ايلچى قدرى به درس و مشق انگريزى و قدرى گردش و مطالعهء كتاب خود را مشغول مىنمودند . يوم سه‌شنبهء سيزدهم لغايت شنبهء هفدهم : امريكه تحرير آن لازم باشد روى نداد . روزها صاحبى ايلچى قدرى مشغول درس و مشق انگريزى بودند و قدرى گردش مىنمودند . گاهى بعضى از بزرگان و والىزاده‌هاى گرجستان ، و لاردوالپول نيزد ايشان مىآمده ، از هر جا صحبت مىداشتند و به منزل خود مىرفتند . يك روزى سى تومان وجه به جهت بالاپوش به فيل‌بانان انعام كردند . روزى ديگر برادر بساناويچ كه از جملهء مهمانداران و همراهان بود و ارادهء رفتن به خانهء خود كرده به جهت مرخصى ، خدمت صاحبى آمده ، يك طاقه شال ابره به او انعام كردند .

--> ( 1 ) - متن : نهار