ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
217
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
يوم دوشنبهء بيست و هشتم : بعد از ناهار « 1 » كيسهء كاغذ سر به مهرى از ايران نزد دوىمايور نايب وزير آورده بودند . و او ارسال نزد صاحبى نموده ، مشخص شد كه سر آن را باز كرده بودند و دستخورده شده بود ، و مهركردهء دولت عليهء ايران نبود . اما حقيقت مشخص نشد كه در تفليس سر آن را باز كرده بودند ، يا در پتربورغ دست زده بودند . بهرحال صاحبى ايلچى از اين معنى قدرى تغيير بهمرسانيده ، به مهمانداران پيغام دادند كه به دوىمايور نايب وزير گفته باشند كه باز كردن نوشتجات ، صورتحساب ندارد . لكن چاره نداشت و نوشتجات را مطالعه نمودند آن روز نيز گذشت . يوم سهشنبهء بيست و نهم : بعد از ناهار « 1 » صاحبى ايلچى مبلغ چهل تومان به ميرزا ابو تراب ، و چهل تومان به ميرزا عبد الكريم هر اتى ، كه مرد شاعر فقيرى بود انعام كردند . اين شب دوىمايور نايب وزير در خانه گراف . . . « 2 » همسايه موعود بود و صاحبخانه و حضرات مهمانداران را منظور اين بود كه از صاحبى ايلچى وعدهء ضيافت خواسته در آنجا رفته باشند . كه با او ملاقات شده باشد . و ابراز بودن او را در آنجا ندادند . صاحبى ايلچى از خارج مطلع گرديده ، كه غرض ايشان از ضيافت چيست ، تمارض كرده وعده ندادند و نرفتند ، دوىمايور و جمعى ديگر در آنجا آمده ، و از مطلب محروم گرديده ، بعد از صرف غذا هر يك به مكان خود رفتند . يوم چهارشنبه : سلخ بعد از ناهار « 1 » گراف مذكور خدمت صاحبى ايلچى آمده اصرار و التماس زياد نموده ، كه اين شب صاحبى در خانهء او رفته چاى « 3 » صرف نمايند ، چون مرد درست خيرخواهى بود قبول كرده ، ساعتى از شب گذشته در آنجا رفتند . ميزبان و حضرات كه بودند ، نقل آمدن دوىمايور و كيفيت تمناى شب قبل را بيان كرده بودند . بهرحال به علت اينكه از دوىمايور نايب وزير به گفتهء رودنيف مهماندار ، آن حركت صادر شد ، كه شاگرد طباخ را به جهت منازعه با سالدات به جهت تحقيق و مؤاخذه به ديوانخانه خواسته بود ، فيما بين او و صاحبى ايلچى به هيچوجه صفايى بهم نرسيد ، و هر چند مهمانداران و ديگران به اصلاح اين مطلب كوشيدند ، صاحبى قبول نكردند ، و به همين طريق ، نقار در ميانه بود . و او دايم اوقات چارهجوئى مىنمود . يوم پنجشنبهء غره شهر ذيقعدة الحرام سنهء 1230 : لغايت يكشنبهء چهارم شهر مزبور : امرى كه تازگى داشته باشد واقع نبود شبى از شبها صاحبى ايلچى به رسم بازديد ، به خانهء پرنس ليوجين رفتند . به ورود آنجا مشار اليه و اشخاصى كه بودند انواع و اقسام عزت و احترام بجاى آورده ، تعارفات رسمى به عمل آوردند . بعد معاودت به منزل كرده ، استراحت نمودند . ساير اوقات بطريق باقى ايام گذشت . يوم دوشنبهء پنجم : بعد از ناهار « 1 » ميرزا ابو تراب و يك نفر از بزرگان دفترخانهء پادشاهى آمده جنرال تيرى فرت كه از اهل دفترخانه و مرد نيكرفتارى بود ، به خدمت صاحبى ايلچى آورده كه چون شما رودنيف مهماندار خود را جواب گفتيد و از منزل خود بيرون نموديد اين شخص در دوىمايور نايب وزير بهجهت مهماندارى شما تعيين كرده ، كه متوجهء خدمت شما باشد .
--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - قسمتى از متن سفيد است . ( 3 ) - متن : چاهى