ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
216
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
بلفظ اروسى ترجمه نموده ، و ممهور گردانيده ، ارسال نزد دوىمايور نايب وزير نموده ، كه به كريل داده ، روانهء خدمت پادشاه كرده باشد . مضمون آن اين است : « شاهنشاها : امپراطور اعظما دام ظله الاعلى در حالت و زمانى كه ديدهء انتظار اين اخلاص شعار در شاهراه وصول شفقت نامجات باز بود مرحمت نامچهء بلندپايهاى كه به سرافرازى و افتخار اين دولتخواه مرقوم و مرسول فرموده بودند ، شرف وصول پذيرفته ، زيارت نمودم ، از مضامين مرحمت آئيش جانى تازه و حياتى بىاندازه حاصل گرديده ، و از مراتب شفقت و مرحمت امپراطور اعظم اكرم اميدوارى بسيار بهمرسانيدم . و بعد از زيارت ، حسب الامر امپراطور اعظم اكرم ، آن را ، به عاليجاه ، ميرزا ابوتراب ترجمان ديوانخانهء غربا ترجمه كرده و سواد آن را قلمى داشته ، ارسال حضور باهر النور شاهنشاه اعظم خود نمودم ، و از قراريكه امر و مقرر داشته بودند دائم اوقات چشمبراه نزول موكب مسعود پادشاهى مىباشم ، و در ايام وليالى به دعاى دوام عمر و دولت امپراطورى اشتغال مىنمايم و خود را قرين امتنان و مرحمت امپراطور اعظم مىدانم . انشاء الله مراتب شفقت و مرحمت امپراطورى دربارهء اين دولتخواه ، هميشه در تزايد باد . » بعد از اتمام و ارسال عريضهء مذكور صاحبى ايلچى قدرى سوار گرديده ، گردش نمودند . ديگر امرى كه بايد تحرير شود واقع نبود . يوم سهشنبهء بيست و دويم ، لغايت پنجشنبهء بيست و چهارم : امرى كه تحرير آن لازم باشد واقع نبود . روزها در منزل و گاهى بگردش بسر مىرفت و نوشتجات و عرايض و سواد و ترجمهء مكتوب پادشاه ، اين روزها آماده شده بود ، كه در يوم جمعه ، زين العابدين بيك را روانهء دولت ايران نمايند . يوم جمعهء بيست و پنجم : بعد از ناهار « 1 » پرنس ليوجين كه سركانسل دولت روس و مرد معمر و دانشمند از همهجا آگاهى مىبود ، به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، و تعارف رسمى بسيار بجاى آورده از جانب پادشاه نويد بسيار مىداد ، و مذكور مىنمود كه در هنگام ورود پادشاه ، در انجام مهام شما ، من سعىها مىكنم كه به نحو خواهش شما امورات ، صورت پذير شده باشد . چون از قرارى كه از تمامى اهالى روس استماع شده بود ، در دولت روسيه از آن معتبرترى نبود . صاحبى ايلچى اقوال او را مقرون به صدق دانسته ، از نويدها و وعدهها و تعهدات او قدرى مشعوف شدند ، و او ساعت معقولى توقف كرده از هر جا و هر مقوله صحبت داشته بعد به منزل خود رفت . بعد از آن امورات زين العابدين بيك را انجام داده ، او را به همراهى خزانهچى كه از جانب سردار تفليس به همراهى صاحبى ايلچى روانهء پتربورغ شده بود ، روانهء ايران نمودند . سى دانهء اشرفى تومانى به انعام زين العابدين بيك دادند . و پانصد تومان وجه نقد و يك طاقهء شال رضائى و چند طاقه چارقد و دستمال به انعام خزانهچى نيز داده شد ، و او خوشنود روانه گرديد . باقى روز به طريق ساير روزها گذشت . يوم شنبهء بيست و ششم و يكشنبهء بيست و هفتم : به هيچوجه چيزى كه توان تحرير نمود ، روى نداده واقع نبود .
--> ( 1 ) - متن : نهار