ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

215

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

بوديم ، جنرال مايور بساناويچ وارد و مراسلهء مرسولهء آن عاليجاه را آورده ، تبليغ كرده ، مطالعه نموديم . از مضامين آن چنين مفهوم گشته كه آن عاليجاه بخصوص تأخير و تعويق اجراى رسالت و وكالت خود و اتمام امور محوله ، اضطراب بهمرسانيده ، تشويش دارد ، تعويق و تأخير اين مقدمه از جانب آن عاليجاه نبوده ، ما نيز كم از او قلبا افسوس و تأسف نمىكشيم . ليكن موجب ظهور اين واقعهء عظيمه و وقوع قضيهء منحوسه « 1 » ناپليان كه زياده از اين مدت تصور نمىنموديم ، باعث مباعدت اين نيازمند درگاه الله از دولت روسيه گرديده است كه به جهت خيريت و امنيت و استراحت عموم اهالى عالم اهتمام مينمايد . در باب مباعدت اين نيازمند درگاه الله به جهت رفع اشتباه و اطمينان خاطر ضياء مظاهر پادشاه اعظم خود ، اگر آن عاليجاه خواهد عرض نمايد بهتر از اين مراسله كه از پاريس مرقوم و مرسول گرديده است براى آن عاليجاه حجتى صريح و دست‌آويزى صحيح نخواهد بود . البته مضمون مراسله و سبب مساعدت را كه الى حال فرصت ملاقات نشده است كه بمراتب انجام امور محوله به آن عاليجاه چنان كه شايدوبايد و صلاح و خيريت دولتين عليين بوده باشد پردازد به حضور پادشاه اعظم خود معروض و ارسال دارد رجاء واثق است كه انشاء الله تعالى بدستيارى جناب بارى عن قريب از فيصل مهمات اين ولا فارغ البال گشته و به حدود دولت عليهء روسيه مراجعت مينمايد و امور محوله به آن عاليجاه را بنوعى كه شايسته داند فيصل ميدهد ، لهذا آن عاليجاه را تكليف آمدن به اين ولا ننموده و از راه وفور التفات و كمال شفقت به آن عاليجاه محول و مرجوع مىنمائيم كه پادشاه اعظم ايران را بخصوص انجام مهام محوله و خاطرخواهى و خيرانديشى در يكتادلى از جانب اينجانب خاطرجمع و مطمئن كرده‌اند ، كه اساس اين دوستى و اتحاد كه در اين اوقات فيما بين دولتين عليين بنياد شده ، در عالم همجوارى بيش‌از پيش برقرار و مستحكم خواهد بود . باقى رأى منير و التفات خاطر اقدس پيوسته راعى جانب آن عاليجاه بوده و مىباشد . از بلدهء پاريس تحرير يافت . بتاريخ 9 ماه اوت « 2 » سنهء 1815 عيسوى . مطابق 17 شهر رمضان المبارك سنهء 1230 هجرى دست‌خط الكسندر . » يوم جمعهء يازدهم لغايت يكشنبهء بيستم : امر تازه‌اى روى نداد مگر اينكه روزها مكرر جمعى از بزرگان و پاشايان در « 3 » خانهء پادشاه و والىزاده‌هاى گرجستان كه ابتذال ايشان در پتربورغ از حد تحرير و بيان بيرون است و لاردوالپول ايلچى انگريز ، به ديدن صاحبى ايلچى مىآمدند و هر يك ساعتى نشسته از هر جا صحبت مىداشتند ، و به منزل خود مىرفتند . اين روزها صاحبى ايلچى قرارداد نمودند كه سواد عريضهء پادشاه را با عرايض چند ، قلمى و به مصحوب زين العابدين بيك غلام نواب وليعهد ، روانهء ايران كرده باشند . يوم دوشنبهء بيست و يكم : چون كريل كه چاپار بوده باشد از پتربورغ روانهء پاريس نزد پادشاه مىبود ، صاحبى ايلچى عريضه‌اى مبنى بر وصول جواب عريضهء سابق و رضامندى و خشنودى از الطاف پادشاهى قلمى ، و ميرزا ابو تراب را احضار كرده ، آن عريضه را

--> ( 1 ) - متن : مسنوحه ( 2 ) - متن : اوس ( 3 ) - متن : درب