ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

214

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

گرديدند . صاحبى مراسلهء مبسوطى درباب انتظام امور منظور ايشان به سرگور اوزلى قلمى و به مصحوب آنها ارسال داشتند . ديگر امريكه قابل تحرير باشد واقع نبود . يوم جمعهء چهارم : صبح بعد از صرف ناهار « 1 » خدمت صاحبى ايلچى مذكور شد كه يك نفر شاگرد طباخ ، با يك نفر سالدات جزئى منازعه كرده ، و يكى از مهماندران ، ميانهء آنها را صلح داده ، رونيف مهماندار اصلى مطلع گرديده ، علىرغم او كيفيت را به ديوانخانهء روس مذكور نموده ، چون قانون ايشان اين است كه احدى يا روس ، يا غير روس با سالدات منازعه نمىكند . اهل ديوان‌خانه كه سالينه‌كف ، و دوىمايور مىبودند ، ميرزا ابوتراب ايران [ را ] ؛ كه ترجمان دفترخانه مىبود خدمت صاحبى فرستاده ، كه شاگرد طباخ مذكور را نزد آنها برده ، تحقيق احوالى كرده باشند . صاحبى ايلچى شاگرد طباخ مذكور را از روى تغير به همراه مشار اليه روانه كرده ، و آدمى نزد رونيف مهماندار فرستاد كه به‌علت اين حركت كه از تو صادر گرديده و اين نقل جزئى را به ديوان‌خانه اظهار كرده‌اى ، ديگر مأذون و مرخص نيستى كه به خدمت مهماندارى ما مشغول شوى و نزد ما آمده باشى ، چون تو شخصى را ما در كار نداريم . مشار اليه دو سه روز در آنجا توقف كرده ، و جمعى از بزرگان را واسطه نموده كه شايد صاحبى با او برسر محبت آمده ، او را به خدمت خود مأمور سازند ، مفيد نشد ، روز چهارم از منزل صاحبى ايلچى روانه شد و از پى كار خود رفت . آن روز به علت اين حركت اهل ديوان‌خانه و رونيف مهماندار ، قدرى اوقات تلخ بر همگى شده و صاحبى ايلچى به تغيير گذرانيدند « 2 » . يوم شنبهء پنجم لغايت چهارشنبهء نهم : وقايع اتفاقيه اين است كه يك روز يك رأس اسب بسيار خوب به‌جهت گراف ، صاحب اختيار باغ رازسلوسكو كه مدتى صاحبى ايلچى در آنجا توقف داشتند و او مشغول خدمتگذارى بود ، و يك طاقهء شال كوشخ به جهت باغبان آنجا به رسم تعارف ارسال نمودند . روزى ديگر چند طغرا نوشتهء تجار از راه حاجى ترخان رسيده بود جوابى به آنها قلمى شد ، و عرايض چند در باب بعضى مطالب به امناى دولت ابد مدت ايران قلمى ، و بتوسط تجار از راه حاجى ترخان فرستاده شد . ديگر امريكه بايست تحرير شود واقع نبود و بطريق ساير ايام روز و شب در منزل بسر برده مىشد . يوم پنجشنبهء دهم : بعد از ناهار « 1 » قدرى صاحبى ايلچى مشغول درس و مشق انگريزى بودند . بعد يك نفر از ميرزايان ديوان‌خانهء روسيه وارد ، و جواب عريضه‌اى كه صاحبى به امپراطور روس قلمى نموده بودند ، با مراسله‌اى از جانب دوىمايور نايب وزير آورده ، از اين جهت فى الجمله سرورى در خاطر صاحبى ايلچى راه يافته ، يك طاقه شال رضائى به حامل انعام كردند ، و او به منزل خود رفت . بعد سر آن را گشود ، مضمون اين بود : « عاليجاه حشمت دستگاه ايلچى بزرگ و وكيل و مختار كل از جانب دولت عليهء ايران ، ميرزا ابو الحسن خان در زمان بهجت نشانيكه داخل شهر پاريس گرديده

--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - متن : گذرانيدند