ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
212
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
صاحبى آورد . از زيارت آنها سرور بسيار در خاطرهها راه يافت . يوم شنبه بيستم : صبح بعد از ناهار « 1 » مهمانداران خدمت صاحبى ايلچى آمده ، مذكور نمودند كه اليوم بايد به ملاحظهء ضرابخانهء روسيه رفته ، تماشا كرده باشيد . صاحبى با همراهان سوار گرديده ، به ملاحظهء ضرابخانهء رفتيم . چون در مملكت اروس ضرابخانه منحصر است به همين يكى كه در پتربورغ واقع است و در مكان ديگر سكه نمىنمايند ، اين ضرابخانه را بسيار بزرگ و وسيع ساختهاند ، و به طريق كارخانهجات توپسازى ، مكانهاى عالى ساخته شده ، و در هر مكان و هر جا چرخها و اسباب و اساس ساختن چيزى برپا كردهاند ، و استادان در پاى هر چرخى و هر دستگاهى نشسته مشغول عملى مىباشند ، گردش چرخها تمام از همان كورهء آتش و خمرهء آهن آب گرم است كه در هر جا و هر كارخانه برپا كردهاند و وضع آن پيش سمت تحرير يافته است . و جهت وسعت و بسيارى دستگاه ، و اساس اين كارخانه اين است كه : چون بيشتر طلا و نقره را طايفهء روسيه از معادن سيبر و ساير مكانها مىآورند و بايد آن را به عمل آورده باشند و قالب بگذارند تا زر مسكوك شود ، اينهمه اساس را در اينجا برپا كردهاند . و وضع آنجا اين است كه ابتدا كه همان خاك معدن را مىآورند ، مكان معينى دارد ، در آنجا مىبرند ، و ديگهاى بزرگ و دستگاهها دارند ، خاك را در آنجا كرده ، تيز آب در آن مىكنند و بقسمى كه بايد عملهجات بسيار دارد كه معمول مىدارند تا اينكه به عمل مىآيد و جرم آن بر طرف مىشود و طلاى خالص يا نقرهء آن را هر يك باشد مىگيرند و آنوقت بجاى ديگر برده ، آب مىكنند و شمش نازك بلندقد مىنمايند و از آنجا بجاى ديگر مىبرند و قطاعى مىكنند و بجاى ديگر برده ، وزن آن را درست مىنمايند . جاى ديگر برده دورهء آن را بتركيب خاصى مىسازند و جاى ديگر برده صاف و صيقلى « 2 » مىنمايند ، بجاى ديگر برده سكه مىنمايند . در هر مكان و هر جا كه مىبرند چرخى و اساسى دارد كه تمام كار آنها بسته به گردش همان چرخ است . و از غرايب اين است كه به محض رسيدن آن شمش در زير هر يك از اين دستگاهها ، بدون اينكه آدمى در كار داشته باشد وضعى كردهاند كه از دستگاه ، خودبخود قطاعى مىشود ، و جاى ديگر خودبخود عيار گرفته مىشود . جاى ديگر خودبخود به تركيب مىآيد و دورهسازى مىشود ، و جاى ديگر خودبهخود صيقلى و صاف مىشود ، و همچنين جاى ديگر خودبخود سكه مىشود . اما در هر جا موكلى و استادى دارد . كه آنچه مىخواهند كرده باشند . در پاى چرخ نشسته و چرخ خودبخود گردش مىنمايد ، و آن استاد ، آن چيز را هر قسم مىخواهد مىسازد . در همين كارخانه چندين مكان و دستگاه ديگر دارد ، و عملهجات و استادان جداگانه هستند كه هر گاه آلتى يا اسبابى از آلت و اسباب ضرابخانه عيب و نقصى بهم مىرساند بلاتامل در آنجا برده ، به آنها داده مىسازند و مىدهند ، كه به هيچوجه من الوجوه ، احتياجى به خارج كارخانه ندارند ، و آهن و آلت و اسباب ، همه در آنجا حاضر است ، و هر يك به كارى مشغول مىباشند . و نشان معدنى ، و نشانهائى كه از مس ساخته مىشود
--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - متن : سيقلى