ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
199
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
دلنشين و كليسا و آپره ، كه محل رقص و تقليد و بازى مىباشد ، و باغات و تماشاگاه و خلوتها و جاهاى مرغوب ساختهاند كه به يكديگر متصل است و در خارج عمارت ستانهاى بلندقد در اطراف ، در روى يكديگر كار كردهاند و تصويرها و اشكال غريبه از گچ در دور عمارت ساخته و نصب كردهاند . در پشتبام هيأت آدم ايستاده . بسيار به اقسام مختلف از سنگ ساخته ، دورتادور كار گذاشتهاند كه هر كس از خارج عبور مىنمايد تمام نمايان است و به خاطر چنين مىرسد كه مجموع ، آدم جاندار است و علمى در آن بالا برپا كردهاند كه هر وقت پادشاه در پتربورغ توقف دارد ، بيدق سفيدى دارند ، بر سر آن علم مىكنند و نشان اين است كه پادشاه در پتربورغ است . هروقت پادشاه به جائى و سفرى مىرود آن بيدق را برمىدارند و همان علم كه چوب خالى است برجاست و نشان اين است كه پادشاه در شهر نمىباشد . اين عمل به جهت آن است كه از قرارى كه مذكور مىنمايند در حين حركت و معاودت پادشاه ، دستگاه و اساس بدرقه و استقبال در ميان ايشان بقاعده نيست و بسيار اوقات اتفاق افتاده كه در سفرى بوده و بدون اطلاع خلق در كمال بىساختگى معاودت كرده و تنها به خانهء خود رفته ، بلاتأمل بيدق را بر سر پا كردهاند و خلق ملاحظه نمودهاند ، فهميدهاند كه پادشاه معاودت كرده است ، آنوقت در خانهء او جمع شدهاند . صاحبى ايلچى داخل آن خانه كه شدند از چندين پلهها كه از سنگ مرمر ساختهاند گذشتند و به اوطاق و مكانها رسيدند . ملاحظه شد كه در طبقات آن به همه جهت به قدر دويست ، سيصد اوطاق و مكان بسيار بزرگ و وسط و كوچك به اقسام تركيبات ساختهاند ، كه هر يك مختص وقتى و كارى و امرى مىباشد . در هر اوطاق آينههاى بزرگ و كوچك و پردههاى تصوير از هر قسم و هر مقوله كه به خاطر خطور نمايد و كرسى و ميز و چهل چراغهاى طلا و نقره و شمعدانهاى طلا و نقره كه از حد شمار بيرون است ، در اطراف مىباشد . از جمله دو سه اوطاق و مكان راهرو طولانى در آنجا واقع است كه متصل به هم از دو طرف تصويرات عمل قديم فرانسه و انگريز بزرگ و كوچك از هر قسمى و هر شكلى كه به خاطر بگذرد آويختهاند كه در ميان اهالى فرنگ آن تصويرات هر يك ده هزار تومان ، پنج هزار تومان ، كمتر بيشتر ، دادوستد مىشود . در بعضى اوتاقها اسبابى و اساسى از پادشاهان قديم هر جا ، در آنجا آورده گذاشتهاند . از جمله در اطاقى اسباب پادشاهى طلا و نقرهء مكلل مليله از هر قسم ظروف ، عمل هند و چين و خطا در كتابدانهاى آينه بسيار گذاشتهاند كه از خارج نمايان است . در مكان ديگر آنچه از معادن به عمل مىآمد ، از مقولهء يشم و عتيق يمنى و فيروزه و مرجان و امثال اينها در جعبههاى آينه بسيار گذاشتهاند و اغلب در روى عقيق يمنى و پشم و مرجان تصويرات و اشكال و چيزهاى غريبه ساختهاند . در يك اوطاق ديگر آنچه كه در معادن هر جا و هر كوه و درياها به هم رسيده است و جناب بارى خلق كرده است ، آورده گذاشتهاند و در چند مكان اسباب و لباس پادشاهان قديم خود را آورده ، گذاشتهاند ، معلوم مىشود كه آن مكان متعلق به فلان پادشاه بوده و احدى دخل و تصرف در آنها نمىنمايد و هميشه برجاست . چند چيز غريب در اين خانه ملاحظه شد . در اوطاقى داخل شديم . زينت بسيارى