ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
194
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كه هست آن سنگ روى آينه ماليده مىشود و اينقدر آينه را مالش ميدهد كه صاف و نازك مىشود و از عيب به كلى بيرون ميرود . بعد از اينكه خوب به عمل آمد از آنجا برداشته بدستگاه ديگر مىبرند . آنجا هم ، چرخى و اسبابى و اساسى دارد كه خود به خود گردش مىكند . در آنجا آينه را گذاشته اسبابى دارند كه روى آينه مىكشند و كمكم صيقل « 1 » بهم مىرساند و صاف نمايان مىشود . بعد كه حسب الواقع صاف و بىعيب شد از آنجا برداشته به دستگاه ديگر مىبرند . تختهها و اسبابهاى بسيار در آنجا مىباشد . آينه را روى دستگاهها گذاشته ، جيوه را آورده پهن مىكنند و جمعى در اطراف نشسته آينه را گرفته جيوه مىكنند و از آنجا به انبارها و مكانها برده ، مىگذارند . در آنجا آينههاى چهار پنج ذرع قد و دو سه ذرع عرض ، كمتر بيشتر بسيار ملاحظه شد . از آنجا به مكان ديگر رفتيم كه اسباب بلور و ظروف و غليان و همهء اسبابهاى ديگر مىساختند و اين مكان مغايرت چندان با كارخانهجات ايران نداشت . كوره بستهاند و در ميان كوره مصالح بلور آب شده است . در اطراف كوره استادان نشسته هر يك دستگاهى و اسبابى در پيش خود جمع دارند و مصالح از كوره بيرون آورده هر يك چيزى كه خواسته باشند مىسازند . يكى شيشه مىسازد . يكى پياله مىسازد . يكى غليان مىسازد و همچنين هر يك ظرفى و اسبابى به هر تركيب كه خواسته باشند يا فرمايش به او شده باشد در كمال چابكى مىسازد و شاگردان ايستاده كه دفعى گرفته به گرمخانهها مىبرند ، و بعد كه به عمل آمد از آنجا بيرون آورده « 2 » به دستگاه ديگر برده ، پرداخت و صيقل « 1 » مىنمايند ، و از آنجا به جاى ديگر برده كه چندين چرخ و اسباب برپا مىباشد و در پاى هر چرخى استادى نشسته يك قسم الماس تراش مىنمايند و اقسام طراحى يا چرخ به آن ظرف مىنمايند و چرخ خودبخود گردش مىكند و از آنجا به دستگاه ديگر برده جمعى نشستهاند طلاكارى و تصويرسازى در روى بلور و بارفطن مىنمايند تا اينكه به اتمام مىرسد . خلاصه از ابتداى اينكه يك ظرفى يا آينه يا چيزى از كورهء اول بيرون مىآيد ، دستبهدست گردش مىنمايد تا اينكه به اتمام مىرسد و داخل انبار مىنمايند . و اصل اين همه چرخها و دستگاهها كه خودبخود گردش مىنمايند و هر كس در پاى چرخى نشسته مشغول عملى مىباشد تمام از بخار يك خمره آب گرم است كه در جائى كوره ساختهاند . قليل آتش در آن سوخته مىشود . خمره از آهن ساخته روى كوره كار گذاشتهاند و آن را مملو از آب كردهاند و لولهها از آهن به آن خمره نصب است و آن لولهها را در مكانهاى ديگر برده متصل به چرخها و دستگاهها كردهاند . آب كه در ميان خمره جوش مىآيد بخار به لولهها مىرود و از شدت زور آن بخار ، به يك دفعه مجموع اين چرخها گردش مىكند و هر كس كه مشغول هر كارى هست ، در پاى چرخى نشسته در كمال آسانى كار خود را به اتمام مىرساند . اگرچه تا كسى خود به چشم ملاحظه نكند از تحرير و تقرير ، چيزى حالى او نمىشود . اما بسيار غريب است كه از يك كوره آتش و يك خمره آهن كه آب گرم داشته باشد چندين چرخ دستگاه در چندين
--> ( 1 ) - متن : سيقل ( 2 ) - متن : برده