ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
191
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
طلا و نقره ، و مس و آهن ، و امثال اينها ، و جواهرآلات و غير آن ، به همان تركيب و هيأتى كه در ميان سنگ و گل در معادن مىباشد در اين خانه آورده ، گذاشتهاند . هر قسم سنگى و مهرهاى كه در تك درياها ، و كوهها و معادن « 1 » روى عالم به هم مىرسد در اينجا آوردهاند ، و در جاها و مكانها گذاشتهاند . خلاصه تحرير ، تفصيل آنچه از اين مقوله صور و اشكال مختلف و چيزهاى معدنى و استخوانهاى جانوران عجيب و غريب و تشريح انسان كه در اين خانه مىباشد ، خالى از اشكالى نيست و مادام كه كسى خود ملاحظه ننمايد قبول مطلب نمىكند ، كه اينها را چه قسم جمع كردهاند ، و به چه انضباط در جاها و مكانها گذاشتهاند و به چه طريق محافظت مىنمايند . چنانچه جانوران آبى چند ، در آنجا ملاحظه شد كه هر قسم وصفى از آنها قلمى شود ، عقل از قبول آن عاجز است ، و ديگر فيلهائى كه در ايام نادر شاه به رسم هديه به جهت پادشاه روس آورده بودند ، در هنگام برطرفى آنها ، پوست آنها را با استخوان و فيلبان هندى سواره ، به هيأت وقت داشتن جان ، در مكانى برپا داشته بودند و صاحبى ايلچى مىگفتند كه اين فيلهاى هداياى نادر شاه است . صاحبى ايلچى فرمودند كه به علت عدم آذوقه يك سال ديگر فيلهاى آوردهء ما را هم به همين نسبت خواهند كرد . و هيولاى [ كذا ] آنها در پهلوى اينها گذاشته خواهد شد . بارى قدر معقولى در اين خانهء وسيع گردش نمودند ، و آنچه از هر مقوله ، از اين مخلوقات غريب و چيزهاى معدنى عجيب ، در اينجا بود ، ملاحظه نمودند ، و كتاب قانون كه يكترينه در ميان روس بنا گزارده در كمال احترام و زينت در آنجا گذاشته بودند ، و وجه ، اشرفى ، و سفيد و سياه از سكهء جميع پادشاهان قديم همهء عالم و جميع ممالك از هر قسم در جعبهها در آنجا گذاشته بودند ، معاودت به منزل شد و مشغول تحرير نوشتجات به سمت ايران شديم . اين روز ديگر امرى كه قابل تحرير باشد واقع نبود . يوم شنبه شانزدهم الى شنبه بيست و سيم : امورات وقوعى اين است كه : چون به علت طويلهء مرغوبى كه در باغ رازسكوسلو بود ، صاحبى ايلچى قدغن نموده بودند ، كه اسبان را به شهر نياورده ، در آنجا نگاه داشته ، متوجه شده باشند . روزى آدمى فرستاده آنها را به شهر پتربورغ آوردند ، و هر روزه به ملاحظه و سرپرستى آنها مشغول بودند . روزى ديگر لاردوالپول آمده نوشتجات سرگوراوزلى ، و محمد على خان شوشترى كه در بنيهء « 2 » مىباشد و نوشته به لندن فرستاده از آنجا آورده بودند ، بهجهت صاحبى ايلچى آورده و ملاحظهء نمودند . روز ديگر مراسله و يك جلد تقويم از حسين خان سردار ايروان رسيد . روز ديگر در خانهء گرافورسل همسايه كه از اهل كانسل و اصل او مردم پل شاچى بود ، و بسيار از بزرگان را به ديدن صاحبى ايلچى مىآورد و آشنا مىكرد ، و مرد بسيار خوش آشنائى بود ، و قدرى اوصاف او پيش ذكر شده ، صاحبى ايلچى موعود بودند ، با مهمانداران در آنجا رفتند . دوىمايور نايب وزير و همگى اهل كانسل دولت روس در آنجا موعود بودند .
--> ( 1 ) - متن : معادن هاس ( 2 ) - ظ : بمبئى