ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
185
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
صاحبى ايلچى نظر به اصرار او قبول نمودند . او به منزل خود رفته بعد از زمانى معاودت كرده ، فرامين شاهنشاهى و ارقام نواب اشرف نايب السلطنه ، و رقيمهجات امناى دولت ، و نوشتجات بعضى از دوستان را آورده ، از زيارت و مطالعه ، صاحبى ايلچى را سرورى حاصل گرديد . اما مشخص شد كه مستر آلس ، ايلچى دولت انگريز ، عهدنامهء سرگوراوزلى را برهم زده ، و خود عهدنامه بسته ، چند شرط را موقوف داشته است . صاحبى ايلچى از حقيقت موقوفى و شروط مذكور مطلع گرديده ، فرمودند كه هر گاه امناى دولت گردون عدت راضى به تغيير عهدنامهء سرگوراوزلى و موقوفى شروط مذكوره نشده بودند و جواب مستر آلس را گفته بودند ، كه هر گاه تو عهدنامهء ايلچى بزرگ دولت خود را قبول ندارى ، امضاى آن را كه نزد سرگوراوزلى است آورده ، به امناى دولت بسپار ، و خود عهدنامهء مجدد بسته باش بهتر و صلاح دولت ابدمدت بيشتر بود ، تا اينكه بدون گرفتن آن ، عهدنامهء سرگوراوزلى را باطل ، و عهدنامهء مستر آلس را ممضى داشته باشيد . زيراكه ممكن بود كه هر گاه تغيير عهدنامه نمىشد و اين بندهء درگاه را اعلام مىكردند ، به طريقى شده باشد كه قرار ديدار عهدنامهء سرگوراوزلى برهم نخورده باشد . خلاصه صاحبى ايلچى از اين فقره قدرى دلتنگ شدند و از ابن الوقتى آنها حيرت نمودند . يوم شنبه دويم لغايت سهشنبه دوازدهم : امورات اتفاقيه اين است كه چون اسبان هدايا را در باغ رازسكوسلو گذاشته بودند كه بهعلت خوبى مكان در آنجا باشند ، روزى صاحبى ايلچى بهجهت ملاحظهء آنها ، از شهر روانهء آنجا گرديده ، و آنها را به دقت تمام ملاحظه نمودند ، و معاوت كردند . بعد از آن سرگوراوزلى و لاردوالپول به ديدن صاحبى ايلچى آمدند ، و از مضمون مكاتيب آورده از ايران و تغيير دادن عهدنامهء سرگوراوزلى و عهدنامهء مجدد بستن مستر آلس مطلع گرديدند . سرگوراوزلى مذكور نمود كه من دو سه روز ديگر زياده توقف در پتربورغ نمىكنم و روانهء لندن خواهم شد . صاحبى ايلچى يافتند كه اينكه بارها مذكور مىكرد كه : مادام كه امر محوله به شما صورت نوعى بهم نرساند من از پتربورغ روانهء لندن نمىشوم ، و البته شما داخل شهر پتربورغ بشويد كه من چنين و چنان خواهم كرد ، همه فريب بوده و مىخواسته كه صاحبى ايلچى به شهر آمده باشند و او روانهء لندن شده باشد . بارى قدرى از هر مقوله با يكديگر صحبت داشته ، آنها به منزل خود رفتند . شب ديگر در خانهء لاردوالپول موعود بودند . به اتفاق سرگوراوزلى ، صاحبى ايلچى به آنجا رفتند . جمعى زنان و مردان انگريز و اروس در آنجا بودند ، و لوازم احترام با صاحبى ايلچى بجا آوردند . بعد از صرف غذا و پارهاى صحبت از آنجا معاودت به منزل و استراحت نمودند . روز ديگر دكتر كرتين طبيب مادر پادشاه كه از اهل انگريز و مرد دانشمندى است ، به اتفاق سرگوراوزلى به ديدن آمده ، سرگوراوزلى در خدمت صاحبى ايلچى اظهار نمود كه من فردا روانهء لندن خواهم شد . فردا صبح آن روز صاحبى ايلچى بهجهت ملاقات سرگوراوزلى به منزل او رفتند . او روانهء لندن شده بود و ملاقات واقع نشد . در بين معاودت به منزل ملتفت شدند ، كه از