ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
182
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
را تكليف آمدن به پتربورغ نمود ، كه امناى دولت روس تعارفاتى كه بايد به عمل آورده باشند نياورند . بعد به منزل خود رفت . آقابيك دربندى ، خدمت صاحبى ايلچى آمده ، اظهار نمود كه بر شما لازم است كه دوىمايور را كه نايب وزير است ، ديدن كرده باشيد . اين معنى بر طبع صاحبى ايلچى گران آمده ، بسيار متغير شدند . او را قدرى آزار كردند ، و از اين جهت اوقات بر صاحبى ايلچى بسيار تلخ بود ، و در كمال غمناكى آن روز را گذرانيدند . يوم دوشنبه هيجدهم و سهشنبه نوزدهم : امريكه قابل تحرير باشد واقع نبود . يك روز لاردوالپول به ديدن آمده ، قدرى از هر مقوله صحبت داشته به مكان [ خود ] رفت . روز ديگر سرگوراوزلى و يك نفر ديگر از اهل انگريز به ديدن آمدند . سرگور - اوزلى به صاحبى ايلچى مذكور نمود ، كه چند نفر از بزرگان و زنان بزرگان و دوستان مادر پادشاه ، اين روز به خانهء من آيند ، شما هم بايد تشريف بياوريد كه من شما را با آنها آشنا كرده باشم . صاحبى ايلچى سوار اسب گرديده ، به خانهء او رفتند و آنها را ملاقات كرده ، معاودت نمودند . اين روز ، صاحبى ايلچى به مهمانداران اظهار كردند كه جمعى از ايتام را اراده هست كه روانهء ايران كرده باشيم . باشتبرد مرخصى و اذن رفتن آنها را از امناى دولت گرفته باشيد . يوم چهارشنبه بيستم : صاحبى ايلچى را چون قدرى افسردگى بهخاطر راه يافته بود ، قدغن نمودند كه باغ كوچك جنب منزل را خود ، صفائى داده باشند ، كه گاهى در آنجا رفته گردش كرده باشند . بعد لاردوالپول ، به ديدن آمده ، و از رفتار حضرات روس مطلع گرديده بهطريق سرگوراوزلى قدرى افسوس خورده ، كه چرا صاحبى ايلچى بدون اساس استقبال داخل شهر پتربورغ شدند ، و حضرات روسيه اساس استقبال برپا نكردند . بعد او به منزل خود رفته ، صاحبى ايلچى بهجهت گردش به باغ پادشاهى كه مقابل منزل ما واقع بود و ستانهاى بلند سنگى يكپارچه ، و پنجرههاى آهن مطلا كرده داشت ، كه وصف آن پيش ذكر شده است ، رفتند و گردش مىنمودند . در بين گردش به ايلچى بخارا برخوردند . ايلچى مذكور راه و رسم تعارف بسيار با صاحبى ايلچى بجاى آورده ، قدرى از هر جا ، و هر مقوله صحبت داشتند . صاحبى ايلچى تعجب نمودند كه بخارا به مملكت روس چه مناسبت دارد ، و ايلچى آنها در اينجا چه مىكند ؛ بعد از اينكه در مقام تحقيق برآمدند ، مشخص شد كه بكرات فيما بين بخارا و روس ايلچيان و قوافل و تجار آمدوشد مىنمايند و تجار بخارا اغلب اوقات شال ترمه ، پنبه و بعضى متاع ديگر از آنجا آورده ، در مملكت روس بيع و شرا مىنمايند و از بخارا تا سرحد روس چهار هزار ورث راه مىباشد و از سرحد الى شهر پتربورغ نيز سه هزار ورث است ، كه مجموع از بخارا تا اصل شهر پتربورغ هفت هزار ورث راه مىشود . هفت راه است كه از بعضى عبور مىنمايند و از بعضى ممكن عبور ندارند ، به علت قطاع الطريق ، مگر به جمعيت بسيار ، و در پنج مكان باج و خراج از مال تجار و مترددين بازيافت مىنمايند . و چهار شعبهء رودخانه در بين راه مىباشند كه كشتىهاى كوچك ، در روى آنها كار مىكنند . ابتدا و انتهاى آن چهار شاخهء رودخانه ، يك رودخانه است ، كه بسيار بزرگ است ، و آن چهار شعبه از همان يك رودخانه جارى است و فاصلهء آنها از