ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

183

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

يكديگر ، هريك چهار منزل راه مىباشد و طايفهء روس در انتهاى سرحد خود كه ابتداى خاك بخاراست و قريب است به يك رودخانه ، در آنجا قلعه ساخته‌اند و آن را به زبان تركى بيك قلعه ، و همان قلعه [ را ] به لسان اروس توريسكه « 1 » مىنامند و جمعى اروس و مستحفظ در آنجا دارند . در بين آن راهها و فاصلهء رودخانه‌ها ، طوايف قرقيز و قلموق مكان دارند ، و يك طايفه از آنها مطيع بخارا مىباشد . يك طايفه از آنها كه قريب به خاك روس است نيز مطيع روسيه مىباشد ، و مابقى آنها كه در وسط راه و رودخانه‌ها مسكن دارند ، خودسر هستند . فيما بين اين طوايف سكنهء عرض راه ، هميشه اوقات دعوا و نزاع مىباشد ، و با يكديگر مخالف هستند . قافله‌اى را كه از بخارا ، به روس مىآيد ، بعضى اوقات تاخت و تاراج مىنمايند و اكثر را باج گرفته مرخص مىسازند . چنانچه چندى قبل ازين ايلچى روس با قدرى هدايا نزد خان بخارا ميرفته ، در عرض راه آن را گرفته ، اسباب و اثاث « 2 » آن را ضبط كردند ، و ايلچى خود فرار كرده بود . در ايام سلطنت ، پول پادشاه ، پدر اين امپراطور روس كه هيجده سال قبل از اين بوده باشد ، دولت روس ارادهء تسخير هندوستان كرده ، از راه ايران و بخارا سپاه تعيين كرده بود . به قدر دو هزار ورث كه از مملكت خود دور شده و از حد گذشته بودند جماعت خوارزمى ، و قلموق ، بر سر دوازده هزار نفر سالدات آنها ريخته ، قتل كرده ، عراده و اسباب آنها را سرقت نموده بودند . بهرحال بالفعل ايلچى مذكور ، از بخارا براى تهنيت فتح روس ، از منازعهء با ناپليان ، به اينجا آمده ، و حال اينكه ناپليان مجددا از جزيرهء آلب فرار و روانهء شهر پاريس گرديده ، لواى فتنه و آشوب افراشته ، و طغيان كلى كرده ، كه طايفهء روس از فتنه و آشوب او آرام و قرار ندارند . و در ميان آنها شهرت تمام دارد كه قشون كواردى كه هميشه كشيك‌خانهء پادشاه مىباشند و هر گز از شهر پتربورغ بيرون نمىروند به‌علت طغيان ناپليان ، پادشاه روس آنها را طلبيده كه روانه نزد او شده باشند ، و در تدارك رفتن مشغولند . ايلچى مذكور كه هفتهزار ورث راه را قدرى به سوارى اسب ، و قدرى به سوارى گاريت ، طى نموده ، و به اينجا آمده در كار خود حيران و سرگردان است . نيز مشخص گرديد كه از سرحد روس ، تا سرحد خطا ، ششهزار و پانصد و چهل ورث راه مىباشد ، و در آنجا روس و خطائى ، دو قلعهء مقابل يكديگر ساخته‌اند ، كه فيما بين آن دو قلعه مسافت كلى نيست و جمعى از خطائى در قلعهء خود و جمعى از اروس در قلعهء خود مكان دارند و قوافل و تجار ايشان از جانبين در آنجا رفته ، معامله و دادوستد مىنمايند . طريق معامله و رفتن آنها نزد يكديگر از اين قرار است كه : دادوستد وجه نقد فيما بين آنها هيچ نيست و خطائى اروس را بقلعه و خاك خود به هيچوجه راه نمىدهد . متاعى از مقولهء ثمور و خز و هر چيز ديگر [ را ] تجار اروس در آنجا مىبرند و در قلعه‌اى كه خود ساخته‌اند ، در مكانى معين مىگذارند . جماعت خطائى از قلعهء خود نيز هر متاعى از اقمشه و غير اقمشه كه دارند برداشته

--> ( 1 ) - متن : توريكه ( 2 ) - متن : اساس