ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
181
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
مشغول مىشوند ، و اين كيفيت شستن طفل را دستآويز مىكنند . ديگر چون اين طايفه خود ماده نداشتند كه توانند اختراع نظامى يا صنعتى كرده باشند ، و هر بنائى كه گذاشتهاند ، از يوروپ كسب كردهاند و آموختهاند ، بالفعل استادان و معلمان و تربيتكنندگان ، از زن و مرد اهالى فرانسه و انگريز و ساير يوروپ در تربيت خانهها و كارخانجات ، هركار و هر حرفه ، و هر امرى در امورات اينها بسيار هستند كه هر يك در جائى مشغول كارى مىباشند ، و اينها را چيزى مىآموزند و از سركار پادشاه ، مواجب مىگيرند و در پتربورغ توقف دارند . بيشتر باعث آوردن استادان از هر جا ، يكترينه كه به خورشيد كلاه مشهور است بوده ، كه از هر جا صاحب صنعتى سراغ « 1 » مىكرد ، او را به اينجا مىآورده و قرار مواجب مىداد كه صنعت خود را به اينها بياموزد . از آنوقت تا حال ، روزبروز زياد شده ، و تمام نظام فرنگ را در ميان خود جارى كردهاند . اما ظاهر آنها چنين است ، و باطن به همان قسم جنگلى اول خود باقى هستند . چنانچه طايفهاى از روس هستند كه بالفعل معدودى از آنها در پتربورغ ساكن مىباشند و مال و دولت بسيار دارند . قاعدهء آنها اين بوده ، كه در ايام جوانى ، مردان آنها آلت رجوليت خود را قطع مىنمايند و مىگويند ما از شهوت دنيا گذشتهايم . و زنان را نيز رگى در زير پستان مىبريدهاند كه شهوت از او هم بر طرف مىشده و شوهر نمىخواسته ، و به همين طريق بسر مىبردند . پادشاهان قديم روس بسيارى از آنها [ را ] قتل كرده ، و ترجمان كرده كه ترك اين عمل و اين مذهب را كرده باشند . حال قليلى از آنها باقى هستند و در جزو و پنهانى بدون اطلاع غير همين آئين را دارند . اما عمر بسيار طولانى بهم مىرسانند و صاحب دولت مىباشند ، و هر ساله مبالغ كلى به پادشاه مىدهند ، كه مزاحم احوال آنها نشود . ديگر قاعدهها ، و قانونها ، در ميان ايشان بسيار است ، كه مادام كه آدمى بيست ، سى سال در ميان آنها توقف ننمايد ، و با آنها معاشرت ننمايد ، بلديت كلى از احوال و اطوار آنها بهم نمىرساند . و اگر حقير مىخواست به تحرير جزئيات امور آنها پردازد ، باعث تطويل كلى مىشد . بنابراين به همين قدر اكتفا كرده و بشرح وقايع روزنامه پرداخت و چون شرح احوال را تا يوم شنبه 16 شهر جمادى الثانى 1230 قلمى نموده بود ، حال وقايع بعد از آن را تحرير مىنمايد . يوم يكشنبه هفدهم شهر جمادى الثانى 1230 : كه در حقيقت يوم سيم ورود به شهر پتربورغ بوده باشد . در خانه و منزل مذكوره توقف داشتيم . مهمانداران قديم و جديد كه از دولت تعيين شده بودند ، بديدن صاحبى ايلچى آمده ، تعارفات رسمى بجاى آورده . اين روز از دولت ، گاريتهاى چهاراسبه ، بهجهت سوارى صاحبى ايلچى و ديگران آوردند . سرگور اوزلى به ديدن آمده ، از بىتعارفى آنها كه اساس استقبال برپا نكرده بودند مطلع گرديد . قدرى افسوس خورده و ندامت حاصل كرد ، كه چرا صاحبى ايلچى
--> ( 1 ) - متن : سراق