ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

177

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

باشد . اگر در سه هفته ادعا كارى به‌جهت او پيدا نشد ، باشت‌برد مىدهند و اگر احدى ابراز دهد كه ادعاى جزئى با فلان دارم ، باشت‌برد نمىدهند . مادام كه رفع شود و اين عمل بهترين اعمال آنهاست و در ساير يوروپ متداول نيست . ديگر مثلا شخصى مىخواهد از اين شهربه‌شهر ديگر برود ، و يك ماه يا كمتر يا بيشتر توقف نمايد . همان موعد را مىنويسند و در باشت‌برد قيد مىنمايند و به آن شخص مىدهند و روانه مىشود . به مكان مقصود كه رسيد ، اگر فرضا از آنچه معين كرده است يك روز ، بلكه يكساعت ، زيادتر خواسته باشد توقف نمايد ، ممكن نيست . و او را از آنجا بيرون مىنمايند . مگر اينكه باشت‌برد را تجديد نمايد و توقف كند خلاصه انضباط اين امر در دولت روس به حدى است كه توان تحرير نمود . از ولايات يوروپ يا مكان‌هاى ديگر ، زن و مرد هر گاه به پتربورغ يا هر ولايت روس بيايند و خواهند توقف نمايند ، بدون داشتن باشت‌برد ممكن نيست . و بايد باشت‌برد توقف در دست داشته باشند . چنانچه هر بومى و غريبى را كه ملاحظه نموديم ، خواه زن خواه مرد ، از فرنگان و غيره كه در پتربورغ بودند ، باشت‌برد داشتند . و همچنين اين امر را مضبوط كرده‌اند كه هر گاه شخصى باشت‌برد نداشته باشد ، يا باشت‌برد داشته باشد و يك روز از وعدهء توقف آن منقضى شده باشد ، در هر جا و هر مكان باشد ، خواه خانه ، خواه كاروانسرا ، خواه هر جا ، اهل آنجا دقيقه‌اى نمىگذارند كه او توقف كند . و اگر اندك اهمالى كرده باشند ، از اهل آن مكان مواخذه‌ها مىشود و ضررها مىكشند . ديگر اينكه از گرفتن همين باشت‌برد سالى مبالغ خطير عايد دولت مىشود . چرا كه هر باشت‌برد كه گرفته مىشود ، يك تومان ، دو تومان ، الى سه چهار تومان خرج دارد و جمعى هستند كه در هر جا و هر مكان مأمور به همين شغل مىباشند . و باشت‌برد را ثبت و ضبط مىنمايند . و سررشته نگاه ميدارند . و مواجب از پادشاه دارند ، و آنچه از اين رهگذر بهم مىرسد بخزانهء پادشاه مىرسانند . بيشتر از انضباط اين باشت‌برد ، منظور ايشان چند چيز است : يكى اينكه احدى نتواند كه از سرحد بيرون رود . و الا به اين شدت سردى هوا و اختلافاتى كه در هواى مملكت اينها هست ، احدى توقف نمىنمود . و هر كس به جائى مىرفت . ديگر اينكه غربا كه از هر جا و هر ولايت به مملكت ايشان مىآيند نتوانند زنى بچه‌اى آدمى كسى از اهل روس را به اتفاق خود برده باشند . چنين است كه از طايفهء روس زن و مرد در هيچ ولايت بهم نمىرسد . مگر سالدات كه در دعواى جائى بگير آمده باشد ، يا خود در دعوا فرار كرده ، به سمتى رفته باشد . ديگر اينكه سالى مبالغ كلى از مداخل همين باشت‌برد عايد دولت مىشود ، و نفع به پادشاه مىرسد . ديگر اينكه هر كس از هر جا ، و هر مكان ، و هر ولايت و هر مملكت ، بهرلباس و بهر قسم داخل خاك روسيه مىشود ، ايشان مطلع باشند و بدانند كه كيست و از كجا آمده و چه شغل دارد ، و به كجا مىرود ، و منظور او چيست . و همچنين بسيار نفع‌هاى كلى از انضباط اين باشت‌برد به جهت ايشان حاصل است ، و هر گاه اين امر به اين انضباط نبود ، غربا اطفال خوش‌رو ، و زنان نيك‌خوى ، اينها را مىتوانستند كه بهرجا و هر -