ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
174
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
بهتر از شورهء همهء يوروپ است . دايم اوقات به اقسام مختلف باروت « 1 » ساخته ، انبارهاى مملو دارند ، و تمام اسباب و اثاث « 2 » توپ از مقولهء عراده ، و صندوق و مطلق اسباب آهن و آنچه در كار دارند ، هم در انبارها بسيار دارند ، و هم هر روزه در كارخانهجات در كار ساختن مشغولند كه هروقت از اوقات كه هر قدر توپ خواسته باشند بهجهت دعوائى برده باشند ممكن دارند ، و حالت معطلى در اين خصوص از براى اينها نيست . وضع توپ سوارى و بردن به دعواى آنها به اينطريق است كه هر يك عرادهء توپ شش اسب قوچاق تواناى يكرنگ ، و بيست و پنج نفر آدم سواره و پيادهء توپچى و سركار معين دارد ، و يك عرادهء توپ نيز يك عراده ، صندوق باروت « 1 » و گلوله و اسباب همراه دارد كه آن هم شش اسب يكرنگ دارد ، و توپچيان ، جوانان قوچاق طويل القامه ، توانا مىباشند ، و دو نفر سوار ابتدا در دو سمت عرادهء توپ مىرود ، و بعد اسبها توپها را كشيده ، تمامى اين عملهء توپخانه در اطراف عراده ، به راه مىروند و هر يك مأمور به يك عملى مىباشند كه هر گاه خواهند توپ بيندازند به طرفة العينى چندين توپ خالى مىنمايند ، مثلا يكى باروت « 1 » مىريزد . يكى گلوله مىاندازد . يكى سمبه مىزند . يكى خالى مىكند يكى بلاتأمل توپ را پاك مىكند . يكى حركت مىدهد و روبروى نشانه قرار مىدهد . و همچنين هر يك امرى به يكى محول است و در كمال چستى و چالاكى مشغول كار خود هستند . اينها هر دسته به رنگى و قسمى لباس دارند ، و اسبهاى هر توپ كه شش رأس مىباشد يكرنگ است ، و هر توپ هم [ با ] رنگ اسب تغيير ندارد ، و تمامى عملهجات آتشخانه نيز بنحو سالدات ، مواجب و اخراجات و رخوت و بالاپوش و چكمه و كلاه و شمشير از سركار پادشاه دارند ، و به آنها داده مىشود . لباس توپچيان يك نوع زينتى دارد كه در لباس سالدات نمىباشد . اما با وجود قليل مواجب و جيره ، و رخوت مطلق ، سپاه و عملهجات توپخانه و آتشخانه و ساير اخراجات كه مخصوص عموم قشون و توپخانه است ، بهر اسم و رسم و بهرجهت باز مذكور مىنمايند كه هر ساله ، سالى بيست و هشت كرور پول ايران به مصرف مطلق اخراجات قشون و آتشخانه مىرسانند . تفصيل سپاه و سالدات و آتشخانه و بعضى وقايع ديگر ايشان ، نيز به نحوى بود كه مجملى تحرير يافت . تفصيل سپاه و سالدات و آتشخانه و بعضى وقايع ديگر ايشان ، نيز به نحوى بود كه مجملى تحرير يافت . مقالهء دهم : در بيان بعضى قاعده و قانون ايشان كه در هر مواد معمول ميدارند ، و به طريق متفرقه تحرير مىشود . از آن جمله اينكه ، نسق و ترجمان ، و كشتن ، و زدن ، و بستن ، در ميان ايشان قاعده و قانون نيست . هرگاه كسى مرتكب قتل نفس بشود ، يا سرقت مالى بكند كه اين هر دو مطلب ثابت و موجه شده باشد اين طريق نسق مىنمايند كه : جمعى هستند كه وقوف كامل از زدن تازيانه دارند ، آنها را مىطلبند و چند نفر بزرگان كه به اين خدمت مأمورند رفته مىايستند . آن شخص قاتل يا سارق را مىآورند و برهنه مىكنند و آن اشخاص از دو طرف ايستاده مىشوند ، و تازيانهها در دست دارند . سيصد
--> ( 1 ) - متن : باروط ( 2 ) - متن : اساس