ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

168

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

باشد ، در مقابل آن تنخواه ، جواهر و اسباب به گرو مىگيرند و تنخواه مىدهند ، و ماهى شصت دينار از يك تومان نفع مطالبه و بازيافت مىنمايند . تا هر مدت كه مدعى خواهد ، آن وجه نزد او هست . هر وقت كه نخواسته باشد ، تومانى شصت دينار را علاوه كرده ، مىبرد و تحويل مىنمايد . گرو خود را بازيافت مىكند . طريق معامله و مرابحهء آنها ، با بانك پادشاهى ، يعنى خزانهء شاه نيز به اين طريق است كه تحرير شد . ديگر در ميان ايشان قاعده و قانون اين است كه هر نوع خرجى و اخراجاتى كه به هر اسم و رسم موافق قانون بوده باشد ، و به‌جهت ايشان رخ نمايد ، از دولت داده مىشود ، و پادشاه را سواى رخوت و خوراك و ساير اخراجات كه از دولت ، قانون و مأمور است روزى هزار تومان وجه نقد به جهت جيب از دولت مىدهند . اگر فرضا ضيافتى و مصرفى كه خلاف قانون بوده باشد ، پادشاه خواسته باشد بنمايد ، بايد از همان روزى هزار تومان به مصرف برساند ، و الا ذخيره نمايد . ديگر مصارف موافق قانون تمام از مال دولت است ، و برادران ، و همشيره‌ها ، و زن و مادر پادشاه ، نيز از دولت مواجب معين دارند ، و مىگيرند . چنانچه مداخلى از خارج به‌جهت خود بهمرسانند ، به مصارف خود مىرسانند ، و ساير مصارف ايشان كه موافق قانون است نيز از دولت داده مىشود . واحدى اخراجات خلاف قانون را دينارى ، از مال دولت نمىتواند كرد . ديگر رسم نيست كه برادران و همراهان پادشاه ، سواى سركرده‌گى سپاه به هيچوجه در ممالك محروسه دخل و تصرف داشته باشند ، يا فرمان‌فرما باشند ، مگر اينكه امور مملكت به حكام و وزرا و اشخاصى كه شايستهء هر خدمت و هر جا مىباشد محول است ، و برادران و همراهان پادشاه ، تمام به سركردگى سپاه مأمورند ، و مواجب و اخراجات ، موافق قانون از دولت به آنها مىدهند . بيان اين مقاله نيز به نحوى بود كه تحرير يافت . مقالهء نهم : در بيان آئين و اثاث « 1 » سپاه ، سواره ، و پياده ، سالدات و عزت آنها و طريق گرفتن و نگاه داشتن دولت و خدمت كردن آنها و وضع مواجب و رخوت و بالاپوش و خوراك كه از دولت به جهت آنها برقرار است ، و طريق اسب و اسلحه ، و آلات حرب كه به آنها داده‌اند ، و سوار و پيادهء كواردى كه هميشه كشيك‌خانهء پادشاه مىباشند ، و وضع و لباس و اثاث « 1 » ، و عزت آنها نزد پادشاه ، و كيفيت آتش‌خانه و توپخانه ، و ساير اثاث « 1 » سپاهى ، و قاعدهء ايشان و غيره . در آئين اين طايفه عزت و اعتبار سپاه اعم از سواره و پيادهء سالدات زياده از همه‌كس است . جميع بزرگان و اعيان ايشان احترامى كه از اهل قشون منظور مىدارند از ساير خلق نمىدارند ، و كمال حرمت به اهل سپاه مىنمايند ، و از اين جهت است - كه بسيارى از بزرگان و اكابر و اعيان و اشخاص صاحب‌دولت ، اطفال خود را از زمان طفوليت لباس سپاهى پوشانيده و مبلغ‌ها اخراجات مىكنند و آنها را افسر سپاه و سالدات مىنمايند ، كه به مشق سپاهى مشغول مىگردند . به حد تكليف كه مىرسند ، حسب الواقع

--> ( 1 ) - متن : اساس