ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
169
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
از كار بيرون آمدهاند . و به خدمت و دعوا قيام مىنمايند . طريق گرفتن سالدات و سپاه از قديم الايام و حال در ميان ايشان به اين طريق متداول است ، كه از جميع ممالك محروسه ، هر از چندى كه ضرورت واقع مىشده يا مىشود ، صد نفر يك نفر ، دويست نفر ، كمتر يا بيشتر ، هروقت هر چه مقتضى بوده ، همچنان كه به ده نفر يك نفر هم بسيار اوقات رسيده ، مثل هنگام طغيان و دعواى با ناپليان كه ده نفر يك نفر سالدات مىگرفتند . از جوانان قوچاق تواناى كارآمد ملازم مىگيرند ، و آنها را دسته به دسته كرده ، و به مكانهاى وسيع كه بهجهت تعليم و مشق كردن سالدات معين كردهاند مىفرستند . جمعى معلم و افيسر به آنها مىگمارند ، به همان لباس رعيتى خود آنها را مشق سالدات بودن يا سوارى مىدهند . اخراجات از پادشاهست و اوقات كلى صرف آنها مىكنند ، تا اينكه به اندك وقتى آنچه بايست و شايست مىآموزند و مكمل مىشوند . آن وقت لباس از سر كار پادشاه ، به جهت آنها مهيا مىسازند ، و آنها را مىپوشانند و مواجب و اخراجات و يراق و ساير ضروريات به جهت آنها معين نموده ، مىدهند ، و آنها را به نحو ساير سپاه جوقهجوقه ، و دستهدسته ، كرده سرگرد و افيسرها به آنها تعيين مىنمايند و به خدمت مأمور مىسازند . چنانچه از قرارى كه به كرات از بزرگان ايشان و ديگران استماع گرديد ، حال به قدر يازده ، صد هزار قشون و سپاه و سالدات در اين طايفه بهمرسيده لكن آنچه از خارج دستگير شده ، هفتصد هشتصد هزار سپاه بدون اغراق دارند و تقريبا به قدر دويست هزار ، از آن جمله به همه جهت از هر گروه سوار مىباشند ، و پانصد ششصد هزار سالدات پياده هستند كه در شهر پتربورغ و جميع سرحدات آنها مشغول خدمت مىباشند . چرا كه در همهء اوقات در هر سرحد ايشان قشون بهجهت احتياط مىگذارند ، و هر گز هيچ سرحدى را بىسپاه نمىگذارند . تمام اين سپاه كه در جزو ، جوقهجوقه ، و دستهدسته هستند پولك قرار دادهاند ، و هر پولكى را چه از پياده ، و چه سواره ، يكهزار و پانصد نفر ، قرارداد نمودهاند . سرگردها ، و جنرالها ، و افسرهاى متعدد در هرپولك مىباشند ، و يكدستهء سازنده با لباسهاى رنگين كه پنجاه نفر بوده باشند ، در هر پولك مأمور كردهاند ، و وضع سازندهء مذكور در پولك سوار ، و پولك پياده ، مغايرت دارد . آنها كه در پولك سالدات پياده مأمورند ، وضع ساز و اسباب آنها از اين قرار است ، كه همان پنجاه نفر كه يكدستهء سازنده هستند ، تمامى لباس رنگين به طريق لباس سالدات دربر دارند . هريك ، يك قسم سازى و نوازى ، از مقولهء كوس ، و طبل بزرگ و كوچك ، و نىهاى سبك ، و كرناهاى پيچدرپيچ بزرگ و كوچك ، و سنج و سازهاى غريب مارپيچ ، و چيزهاى ديگر به اقسام تركيبات در دست دارند ، و در پيش روى هر پولك به راه مىروند و ساز مىنوازند . بسيار اوقات است كه ساز را به نحوى مىزنند كه آدم از شوق به جان دادن راضى است ، و سرگرم دعوا و جدال مىشود . و آنهائى كه در پولك سوار مشغول نواختن ساز هستند ، يك قسم كرنائى در دست دارند و بس ، و همان را به نحو خاصى « 1 » مىزنند و
--> ( 1 ) - متن : خواص