ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 18

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

يك روز فلان نوكر كه به‌عنوان خدمتگر همراه او بود مشكلى براى او فراهم مىكند . روز ديگر مقدارى از هدايائى را كه به همراه ميبرد به غارت مىبرند . فرداى آن روز مردى خائن وطن‌فروش بنام آقا بيك دربندى به اقسام مختلف او را گرفتار رنج پنهان و آشكار مىكند . پس‌فرداى آن روز سفير فوق العاده دولت انگليس كه پنهانى مأموريت خود را بانجام رسانيده او را دست‌بسر و سرگردان مىكند . از همه اينها گذشته بىاطلاعى اين مرد از موقعيت روابط انگليس و فرانسه و روسيه است كه كارگذاران هريك او را بطريقى فريب مىدهند . اينها همه علت و عللى است كه ميرزا ابو الحسن خان در مدت سه سال سرگردانى با آنها روبروست و شرح مشروحى در اين مورد در اين سفرنامه آمده است . از برخى از مطالب اين كتاب پيداست كه ميرزا ابو الحسن خان آدم باهوشى به‌نظر ميرسد . ميرزا محمد هادى مىنويسد : « اين روز در تبريز از صاحب عظام قائم‌مقام و ديگران مسموع صاحبى ايلچى گرديد كه از راه اسلامبول و غيره به تواتر خبر رسيده كه اهالى فرنگ از روس و انگليس و سايرين جمعيت گرده بر سر ناپليان رفته چهار ماه است كه شيرازهء سلطنت و اساس او را از هم پاشيده و او را در جزيره آلب فرستاده ، دور او را گرفته‌اند و پادشاه روس داخل شهر پاريس شده است . از استماع اين خبر حال صاحبى ايلچى متغيره شده فرمودند : كه كار برما دشوار شد و روس هوا به هم خواهد رسانيد . » « 1 » از اين نكته روشن است كه ميرزا ابو الحسن خان حساب كرده كه اگر دربار روسيه از طرف ناپلئون خاطرى آسوده داشته باشد مسلم خيلى مشكل تن به خواسته‌هاى ايران درخواهد داد و اگر ايرانيان درخواسته‌هاى خود زياد پافشارى كنند دور نيست كه روسيه سپاهى را كه از گرفتارى كار ناپلئون فارغ شده متوجهء امر ايران كند . از اين روست كه مىگويد « كار بر ما دشور شد » « 1 » بطوريكه قبلا اشاره شد ميرزا ابو الحسن خان در اين سفر با مشكلات بسيار روبروست كه از پرداختن به جزئى آن درمىگذريم و خواننده را به متن كتاب حواله مىدهيم . [ محمود محمود مىنويسد : ] بار ديگر ميرزا ابو الحسن خان پس از بازگشت از سفر روسيه به سفارت دربارهاى انگليس و فرانسه سفارت مىيابد . محمود محمود مىنويسد : « در هر حال پيداست كه دولت ايران مقصودى كه از اين رفت‌وآمد سفراى دولتين داشت نتوانست بدان نايل گردد . بنابراين ناچار شد كه در همان سال يعنى 1817 ( 1233 هجرى ) حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى را به لندن بفرستد و انجام وعده‌هاى سرگور اوزلى را از دولت انگلستان بخواهد . » « 2 » و نيز همو باز در مورد اين سفارت ميرزا ابو الحسن خان مىنويسد : « از منابع اخبار ايرانى چيزى به نظر نرسيد كه معلوم گردد براى حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى چه دستورى معين شده بوده است و غرض از روانه نمودن او به لندن چه بوده ، شايد دستور جامعى داشته است ؟ . » « 2 » و نيز همين محقق مىآورد كه « در جزء وقايع سال 1233 هجرى ( 1817 ميلادى )

--> ( 1 ) - همين كتاب ص 12 . ( 2 ) - محمود محمود ، كتاب ياد شده ، ج 1 ، ص 169 .