ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

167

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

يوروپ و ساير ممالك مىبرند و از هر يوروپ طلا در آنجا برده ، سكه مىشود . مخارج اينها بسيار است . از جمله مذكور است كه ، بيست و هشت كرور وجه ايران ، اخراجات ساليانهء سپاه و قشون و سالدات از مقولهء مواجب و رخوت و خوراك و ساير ما يحتاج آنها و مواجب اهالى دفترخانه‌ها و وزرا و ساير اشخاصى كه از دولت مواجب دارند مىباشد . ساير مخارج را از اين قرار مىتوان قياس نمود . مداخل اينها كفاف مخارج را نمىكند اين است كه رواج كاغذ را بنا گذاشته‌اند ، و باوجود اين مطلب دامن دولت و خزينهء اينها وسعتى ندارد و پادشاه غالب اوقات مقروض و مديون است ، و بسيار اوقات به رسم مساعده و حمايت به دولت ، حواله‌جات به اهالى ممالك خود مىنمايند و بازيافت مىكنند . چنانچه در اوقات دعواى با ناپليان ، اگر از جانب جماعت انگريز از وجه نقد و توپ و تفنگ و ساير اسباب و آلات حرب به قدر ده ، دوازده مليان اعانت به اينها نشده بود ، ممكن نداشتند كه توانند به دعوا رفته باشند . همچنانكه باوجود كثرت سپاه و سالداتى كه حال بهمرسانيده‌اند كه تفصيل آن بعد قلمى مىشود ، هرگاه خواسته باشند به يك دفعه ، صدهزار يا پنجاه‌هزار ، يا بيشتر يا كمتر از سپاه ، خود به سمتى روانه نمايند ، ممكن ندارند . چراكه اخراجات بسيار دارد ، و كاغذ چاپ هم در خارج سرحد ، رواج ندارد و بايد اشرفى باجاغلى داده باشند و دولت اينقدر وجه آماده ندارد و بالفعل هم مذكور بود ، كه مبالغ خطير به هر كس و به هر دولت مقروض مىباشند . در باب معامله و مرابحه كه فيما بين خلق و دولت آنها متداول است ، اين است كه هركس از ده تومان ، الى هر قدر وجه داشته باشد و خواهد كه با دولت معامله نمايد ، آن وجه را برده ، مكانيست معين ، در آنجا جمعى هستند كه مأمور به اين خدمت مىباشند . آن وجه را به ايشان تسليم مىكند و قرار اين است كه ماهى تومانى پنجاه دينار نفع به او مىدهند . دستك‌ها و دفترها دارند . اسم آن شخص را و قدر وجه او را و تاريخ وقت آن را در ورقى از دستك يا دفتر به تفصيل تمام مىنويسند ، بعد آن « 1 » برگ را گرفته دوپاره مىكنند ، نصف در همان جا نزد آنها ضبط است و نصف را به دست صاحب وجه مىدهند . صاحب وجه برداشته از پى كار خود مىرود ، تا هر وقت كه خواسته باشد آن وجه در [ دست ] دولت باشد ، هست . هرگاه خواهد بازيافت كند همان نصفه صفحهء پاره را برداشته ، به همان مكان مىرود و مطالبهء وجه خود را مىكند . عاملان آنجا آن نصفهء صفحه را گرفته با نصفهء صفحهء نزد خود مطابق مىكنند ، هرگاه مطابق است بلاتأمل وجه او را با مرابحهء تومان پنجاه دينار ، تمام و كمال به او مىدهند ، و صفحه را از او مىگيرند و اين عمل به جهت آن است كه ديگر تقلب در اين كاغذ ممكن نيست . هرگاه همان نصفهء صفحه نزد آن شخص باشد كه فوت شود و به كس ديگر برسد يا خود بهركس بدهد ، همين قدر كه در آنجا با صفحهء عاملان آن مكان مطابق باشد و به دست هر كسى باشد ، بدون سخن ، تنخواه را مىدهند و نمىپرسند كه مدعى خود به كجا رفته كه اين كاغذ به دست تست ، و چنانچه هر كس از اهالى ايشان ، از دولت تنخواهى مساعده خواسته

--> ( 1 ) - متن : او