ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

164

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

آغوش خود كرده است . شمشير هم كه چند قطعهء الماس داشته باشد به اسم نشان مىدهند ، و هر كس شايسته باشد باالفعل داره از اهل سپاه . اما حمايل آبى را به هر كس نمىدهند . عظم بسيار دارد . سواى پادشاه و خاصان و بزرگانى كه شايسته باشند ، ديگر احدى استعمال نمىكند ، مگر وقتى كه كسى منشاء و مصدر خدمت كلى به‌جهت دولت بشود و شايستهء حمايل آبى بوده باشد ، به او نيز مىدهند . لاكن حمايل قرمز مختص عامهء خلق است كه هر جنرال و بزرگى كه هستند در هر جا و هر قسم ، حمايل قرمز را استعمال مىنمايند و نشان و حمايل نزد ايشان ، از همه چيز قرب بيشتر دارد ، و خلق بسيار طالب مىباشند . هروقت كه بزرگى يا شخصى كه نشان داشته باشد از اينها فوت شود ، قاعده اين است كه نشان او را به ورثه نمىدهند و ضبط خزانهء پادشاه مىشود ، و اگر سنگ قيمتى داشته باشد ، پادشاه قيمت آن را از قرار گنجايش به ورثه مىدهد و نشان ضبط مىشود . قاعدهء ايشان اين است كه هر كس خواسته باشد از خدمتى كه به او محول است بيرون رود ، و دست بردارد ، اعم از بزرگان و وزرا و ارباب مناصب هر كس باشد ، اختيار با خود اوست ، عريضه نوشته به دولت مىدهد كه من ديگر خدمت نمىكنم و در خانهء خود مىخواهم توقف كرده ايام را به سر برده باشم . حكم از دولت مىشود كه اختيار با خودت خواهد بود . آن شخص از خدمت بيرون رفته ، بهرجا و هر مكان خواسته مىرود و قرار مىگيرد . شروح اين مقاله نيز به نحوى بود كه تحرير شد . مقالهء هشتم در بيان مداخل و رواج كاغذ چاپ كه اسكناس مىگويند . و مخارج دولت و طريق معامله و مرابحه با خزانهء پادشاهى و بعضى وقايع ديگر : مداخل و منافع دولت روس از قرارى كه مشخص شده ، سابق بر اين ، اينقدرها نبوده ، و حال ساليانه به سى و پنج كرور وجه ايران ، بلكه قدرى متجاوز رسيده است و اين مداخل مذكور از ماليات و متوجهات و مقاطعهء ولايات و سرى گرفتن از جميع رعايا ، اعم از رعاياى ديوانى ، و ارباب ، و جمع و جهات گمرك‌خانه‌ها ، و بنادر كه در هر جا دارند ، وجهى كه از فروختن و خريدن خانه‌ها ، و مطلق املاك كه فيما بين هر كس مبايعه مىشود ، بايد به پادشاه داده باشند . از پنجره‌هاى آئينهء رو به كوچه ، كه در هر خانه آنچه دارد بايد سالى ، هرپنجره‌اى پنجهزار دينار صاحبخانه ، به پادشاه داده باشد . فروختن عرق و نمك كه مختص پادشاه است . و معادن طلا ، و نقره ، و ثمور و خز ، و پوست روباى سياه ، و ساير چيزها كه از ولايت سيبر مىآورند . آنچه ثمور سياه خوب ، و پوست روباى سياه از آنجا به عمل آيد ، مختص پادشاه است ، و آورده به پادشاه مىدهند و به فروش مىرسانند . كه از جمله در عهد يكترينه يك پوست روباى سياه را به مبلغ پنجاه هزار تومان « 1 » خريدارى ، و از دولت روس به جهت خوانكار روم فرستاده‌اند . معادن آهن و مس ، و موم كه شمع مىكنند و علف كه كتان مىبافتند . و چوب بيحد

--> ( 1 ) - مج : پنجهزار تومان