ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

157

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

بگيرد . و قاعدهء ايشان اين است كه اگر دخترى از خانواده‌اى بگيرند ، برادر و كسان داماد ، نمىتوانند كه خواهر و كسان آن دختر را به جهت خود بگيرند . مگر اينكه از قبيلهء ديگر و خانواده‌اى ديگر دختر گرفته باشند . اما در بعضى يوروپ ديگر مثل اهل انگريز ، چنين قاعده نيست و برادر داماد مىتواند خواهرزن برادر خود را بگيرد . ديگر در ميان ايشان ، سخنان به آواز بلند گفتن ، و به جمعيت حرف زدن ، و آواز قال از آنها برخاستن قاعده نيست . چنانچه هزار نفر ، زن و مرد و دختر ، در يك خانه به جهت عيش و ضيافت و صحبت و غير اينها جمع شوند ، احدى آواز بلندى از اينها استماع نمىكند . زن و مرد به آهستگى تمام ، با يكديگر بسيار تكلم مىكنند ، و صحبت مىدارند ، شوخى و خنده و تبسم بسيار مىكنند . اما آواز بلند به هيچ‌وجه من الوجوه از مجمع بلند نمىشود . دعوا و ناخوشى و فحش و هر زه « 1 » گفتن به يكديگر و منازعه كردن و يكديگر را چوب و كتك زدن ، مطلقا از اين طايفه ملاحظه نميشود ، مدتى كه حقير در ميان ايشان بودم ، اتفاق نيفتاد كه ملاحظه نمايم كه در كوچه و بازار و خانه‌ها ، و مكانها و جاهاى عشرت ، و خانه‌هاى صحبت و ضيافت ، دو نفر با يكديگر فى الجمله نزاع نمايند ، يا باهم كج‌خلقى و فحش‌گوئى كرده باشند ، و اين قاعده الحق قاعدهء خوبى است . و ديگر اطفال ذكور و اناث و يكنفر در كوچه و بازار شهر بهم نمىرسند كه بىشغل و بىعمل « باشند » و بىجهت سر و پاى برهنه گردش كند . و به هر زه « 1 » گردى و ياوه‌گوئى و تكدى عادت نمايد . چراكه از بزرگ و كوچك ، و غنى و فقير ، هركس در مرتبهء خود ، هرطفلى كه دارد ، همين‌كه بسن چهار پنج سال ميرسد ، هرگاه ذكور است ، يا به اهل حرفه ، يا كارخانجات ، يا بتربيت‌خانه‌ها ، يا امر سپاهى و سالداتى ، هرچيز كه شايسته احوال آن كس باشد آن طفل [ را ] برده مىسپارد . و چند سال در آنجا آن طفل [ را ] نگاه ميدارند ، و تربيت مىنمايند . و آنچه بايد بياموزند مىآموزند و همچنين طفل اناث ، آن هم به همين ضابطه ، هركس فراخور احوال خود ، طفل خود را بدانستن خط و سواد و دانستن زبان‌هاى فرنگان ، و خياطى و نقاشى ، و زردوزى ، و كمالات و صنايع ديگر كه در ميان آنها هست مأمور مينمايند . و به تربيت خانه‌ها ، و مكتب‌خانه‌ها مىسپارند و همهء كمالات را مىآموزند ، اين است كه كم دخترى در ميان ايشان بهم مىرسد كه چند زبان نداند ، خط و سواد و رقص و خواندن را نتواند . و ساير كمالات را نداشته باشد . و بيشتر جهت صاحب كمالى ، و دانستن همهء چيزها و تاريخ‌دانى ، و آگاهى دختران و زنان ، از اين جهت است كه مجموع كتابها و تواريخ را چاپ مىكنند ، يعنى قالب مىزنند و به قيمت نازل همه‌كس ميخرند و مىخوانند و مىآموزند نه بطريق ايران است ، كه يك جلد كتاب با كلام الله مجيد به پنج تومان ، ده تومان ، كمتر بيشتر بايد خريد . در هر خانهء فقير اين طايفه يكصد ، دويست ، سيصد ، پانصد ، هزار جلد ، كتاب و تواريخ چاپ

--> ( 1 ) - متن : حرزه