ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

153

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

ظاهرى ، حسنى تمام دارند ، اما حلاوت و گيرنده‌گى به هيچ‌وجه ندارند . و مردان ايشان هم مقيد به حسن صورى آن نيستند . همين قدر كه زن خوشدل و نيك‌رفتار ، و صاحب مال باشد او را تزويج كرده نگاه مىدارند . و كمال حرمت و عزت مىنمايند . در ميان اين طايفه احترام زنان بسيار شيوع دارد ، بحديكه در هر مكان كه با يكديگر راه مىروند ، زن پيش و شوهر از عقب است . و در هر مجلس و هر محفل كه جمعيت زن و مرد مىشود ، مردان زنان را دست مىبوسند ، هرقدر مرد كامل و زن جوان باشد . قاعده اين است كه مردان دست زنان را بوسيده ، زن روى مرد را ببوسد و زن را برخود اولى بنشاند ، و مردان را چندان اختيارى به زنان نيست . هرگاه زن بهرجا خواهد برود و هر كه را خواهد بخانهء خود آورده و هر عمل خواسته باشد بكند ، مرد نمىتواند او را ممانعت كند ، بلكه خود قاعده نيست كه منع نمايد زيرا كه اختيار زن با خود اوست . بلكه در بعضى موارد شوهر مطيع اوست ، چنانچه نزد حقير بصحبت پيوست ، كه شخص بزرگى از اهل دفترخانه ، كه او را گراف مىگفتند ، و گراف در معنى به آئين اين طايفه امرا و بزرگان را مىگويند . زنى داشت و آن زن را تزويج نكرده ، سالها نگاهداشته بود ، و اولاد ذكورى هم از او داشت و علاقه و محبت بسيار به آن « 1 » زن بهمرسانيده بود . در اوقاتى آن زن را ميل خاطر بجانب شخص غريبى غير طايفه روس كشيده ، علاقهء كاملى به آن شخص غريب به‌همرسانيد . و با شوهر خود كه گراف مذكور باشد صريح بيان كرد كه مرا محبت بسيار با فلان شخص به‌همرسيده ، و ميل صحبت با او بسيار دارم . قسمتى بكن كه ملاقات او به‌جهت من ممكن شود . گراف انگشت قبول برديده گذاشته ، نزد آن شخص غريب آمده ، در كمال عجز و انكسار بيان مطلب كرده ، هرقدر شخص غريب اجتناب كرده ، مفيد نشد . آخر الامر خود زن را همراه در محل سكناى شخص غريب مىبرد ، و به اصرار هرچه تمامتر آنها را با يكديگر مشغول صحبت مىكرد و اظهار رضامندى و خوشنودى از شخص غريب مىنمود . چندى به اين منوال بود . آن زن را به آيين خود تزويج كرده ، بعد عالم فانى را وداع نمود . چندين هزار تومان مال و اموال و چندين هزار خانوار رعيت و خانهء عالى و اثاث البيت « 2 » از او مخلف شد و مبالغ خطير وجه نقد و مال و اموال و چندين هزار خانوار رعيت و غيره ، حسب الوصيت او ، به آن زن رسيد . ديگر بكارت هم در ميان اين طايفه معتبر نيست . مىگويند هر گاه زن بسيار كوچك باشد ، اندك خونى در بين مقاربت اول ، از او جارى مىشود و هر گاه بزرگ باشد نمىشود . همچنانكه زنان و دختران از بزرگان و غير بزرگان از همهء خلق بسيارند كه قبل از شوهر كردن دوبار ، سه بار بيشتر كمتر از اعمال و افعال ذميمه « 3 » در گوشه و كنار حمل بهم مىرسانند : و براى وضع حمل از خانهء خود به مكان‌هاى ديگر مىروند ، و وضع حمل مىنمايند . و مراجعت مىكنند و هر گاه كسى تحقيق كند كه در كجا بوده ، جواب مىگويند كه به‌جهت تغييرات آب و هوا دو روزى ، در فلان مكان رفته بوديم ، و باز آنها را به علت شوهر نكردن دختر مىگويند و ممزل « 4 » مىنامند . بعد اگر شوهر به‌جهت آنها به همرسد ، زن خواهند

--> ( 1 ) - متن : او ( 2 ) - متن : اساس البيت ( 3 ) - ضميمه ( 4 ) - ظاهرا مادمازل ( دوشيزه ) است .