ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
134
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و عمارات بسيار و مكانهاى مرغوب ، در آنجا برپا نموده ، و آثار بسيار از خود باقى گذاشته . مدت سلطنتش سه سال بوده ، در سال 1728 عيسوى از اين عالم گذشت . بعد از آن پتر ، پادشاه ثانى ، كه دخترزادهء پتر كبير مىبود بر مسند خلافت نشسته دو سال اساس سلطنت و حكمرانى از وجود او گذشت ، و در سال 1730 به عالم باقى شتافت . بعد از آن آنه برادرزادهء پتر كبير كه زن بوده ، قدم بر مسند پادشاهى گذاشته . چون مدت ده سال زمان سلطنتش طول كشيد ، او نيز منشاء و مصدر ظهور بعضى امور و احداث قدرى عمارات و مكانهاى مرغوب گرديد . و در عهد او ، ايلچى نادر شاه به دولت روس رفته ، ، ولايات گيلان را كه بعد از ايام صفويه تصرف كرده بودند ، به حكم اين پادشاه منتقل به دولت ايران گرديد ، و در سال 1740 تخت سلطنت ، تخليه و به عالم جاودانى منزوى گرديد . بعد از آن اپلى زوت دختر پتر كبير زينتبخش مسند سلطنت گرديده ، مدت حكمرانى او بيست سال طول كشيد . او نيز بقدرى باعث پيشرفت آثارها ، و بناها ، و مكانها در آن شهر و آن مملكت گرديده ، بنوعى كه نيكنامى تمام در ميان آن قوم بهجهت خود حاصل كرده ، و رخت اقامت در سال 1761 در سراى جاودانى انداخت . بعد از آن پتر ثالث كه دخترزادهء پتر كبير بود و در فرنگستان توقف داشته ، و پدر او آلكسه از اهل فرنك بوده ، چون از سلسلهء پادشاهان كسى نبوده ، اهل آن طايفه رفته او را آورده ، به تخت سلطنت نشانيدند . چون خارج از اين سلسله ، و سلطان بىعرضهاى بوده ، يكترينهء ثانى كه زن او بوده ، و او را خورشيد كلاه مىگفتند ، به دستيارى چند نفر از خاصان خود ، بعد از يكسال سلطنت او ، شب رفته شوهر را به قتل مىرساند و لباس مردانه پوشيده ، درسر سالدات رفته مىگويد كه پادشاه را كه شوهر من بود كشتم و خود با الفعل پادشاهم . همگى آنها قبول مىنمايند ، و در اول سال 1763 قدم بر مسند خلافت گذاشته ، مدت سى و چهار سال سلطنت مىكند ، و ولايات و شهرها [ را ] تسخير مىنمايند ؛ و فتوحات در ايام او به جهت دولت روسيه رخ مىدهد . باعث تسخير ولايات قرم او بوده ، بانى شهر قزلر او گرديده ، و اكثر جاها از درياى قره دنگيز را به حيطهء تصرف درآورده ، جنرال سوارف كه سردار عظيم الشانى بود ، در ايام او به علت فتوحات بسيار نام بزرگى بيرون كرده است . زبوف را كه مشهور به قزلاياغ است همين خورشيد كلاه به سمت ايران فرستاد . پاول پادشاه ، پسر او در وقت پادشاهى خود ، فرستاد برگشتند . بعد به تحريك گرگين خان گرجى ، همان پاول پادشاه سالدات تعيين و فرستاد . خلاصه يكترينه كه خورشيدكلاه بوده باشد پادشاهى بود مقتدر و مخترع قاعده و قانون چند در ميان طايفه روس گذاشته و به دست خط خود چيزى نوشته به آنها سپرده كه با الفعل به همان آئين و قرارداد او رفتار مىكنند . چنانچه قتل نفس را كه سابق در ميان آنها شايع بود ، او موقوف داشته ، كه مقصر هر چند تقصير داشته باشد حال او را نمىكشند . نسق و ترجمان در ميان آنها معمول نيست و نظامى بر نظام ايام سلاطين سابق افزوده ، و در هر جا و هر مكان ، اعم از شهر پتربورغ ، يا حولحوش آن ، عمارات عالى ، مكانهاى دلنشين ، تماشاگاه بسيار ، بناهاى مرغوب برپا كرده ، كه عقل از ديدن آنها حيران است . فى الحقيقت