ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

120

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

صاحبى ايلچى روزيكه مجموع اين‌جا را گردش نمودند ، مذكور كردند كه با وجود آنهمه سياحت كه من كرده‌ام ، در هيچ‌جا و هيچ مكان چنين جائى و چنين مكانى نديده‌ام ، و گويا در هيچ‌جاى عالم هم نباشد . در اوقات پادشاهى يكترينه اين عمارت رونق كلى داشته ، چون در همانجا فوت شده به جهت حرمت از آنوقت تا حال ديگر پادشاهان و كس ديگر در آنجا توقف نمىكند . مستحفظ و سرايدار و حاكم و صاحب اختيار به جهت آنجا معين است كه مواجب مىگيرند و دائم اوقات متوجهء محافظت و محارست آنجا هستند ، چنان كه اگر خرده‌سنگى از جا حركت كند ، يا برگ درختى در راه افتاده باشد ، يا مكانى جزئى بىرونقى يا خرابى بهم برساند ، بلاتأمل مستحفظين و سرايداران آمده در تنقيه و پاكيزگى آن مىكوشند . و اين مكان عمله و خدمت كن بسيار دارد ، كه از سركار پادشاه مواجب و اخراجات مىگيرند و روز و شب متوجه آبادى و تازگى آن « 1 » هستند و [ به ] همين جهت هم هست كه هميشه آباد است و نقص بهم نميرساند ، و ديگر در اين باغ و اطراف و وسط و هر جاى آن قدرى كه از اين عمارت بزرگ دور ميشوند ، محلى و مقامى و عمارتى و اساسى ساخته و برپا كرده‌اند . از جمله : دو سه حمام بسيار خوب به دستور روس كه حوض‌ها از سنگ يك‌پارچه و خزينه از مس و برنج يك‌پارچه ، در آنجا گذاشته و كمال صفا و پاكيزگى دارد ، در همين باغ واقع است ، و در هر گوشهء عمارتى به طرح ولايتى ساخته‌اند . حتى عمارتى دارد كه به عينه به طريق چهلستون « 2 » اصفهان ساخته‌اند . و كمال صفا دارد ، و اسباب از هر چيز به آئين فرنگى در آنجا گذاشته‌اند . ديگر به طرح خطائى ، ختنى ، هندى ، رومى ، اقسام فرنگى آنچه به خاطر برسد ، جداجدا هر يك را به مكانى و گوشه و كنارى در اين باغ ساخته‌اند كه در آنجا كه ميروى و ملاحظه وضع و نقش و نگار و اسباب و اثاث « 3 » و زيور آنجا را مينمائى ، چنين تصور مىشود كه الحال از كار درآمده ، چرا كه هر كدام بنوعى ، و هر يك بطريقى زينتى و اسبابى و پاكيزگى تمام دارد ، و در هر جاى اين باغ يك قسم از اين عمارات واقع است . ميز خانه‌اى كه مكان صرف غذا مىباشد دارد ، كه دو سه طبقه مىباشد . در طبقهء اول كه رفته در سر ميز مىنشينند كه غذا صرف نمايند . از چوب ، اسباب ميزى ساخته‌اند و چرخى و اسبابى كار گذاشته‌اند كه در وقت خوردن غذا آن ميز خودبخود به طبقه زير ميرود و پيشخدمت و طباخ در آنجا ايستاده ، بشقاب غذا ، روى آن مىگذارد ، و ميز خود بالا مىآيد . هربشقاب پيش‌روى هر كس قرار مىگيرد كه به هيچ‌وجه احتياج به بردن و آوردن پيشخدمت نيست . آن بشقاب [ غذا ] كه صرف شد باز به همان نسبت ميز پائين رفته ، در طبقه زير عوض مىكنند و غذاى ديگر گذاشته ميز بالا مىآيد ، و صرف مىشود . تا به كلى غذاها تمام شود ، مطلقا نه پيشخدمت و نه آمدن و رفتن آدم و نه گذاشتن و برداشتن ظروف در كار ندارد . و همچنين در آنجا مكانى ساخته شده به جهت خواب پادشاه و غير او كه دو سه نفر در طبقهء زير روى كت مىنشينند چرخى دارد آهسته حركت مىكند كه چندان تكان ندارد ، و خودبخود آن كت در طبقهء بالاى

--> ( 1 ) - متن : او ( 2 ) - متن : چهلستان ( 3 ) - متن : اساس