ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
117
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
منقح در آن بود توقف نمودند . اين روز پيشخدمتان قرمزپوش پادشاهى و اسباب ميز و خدمتكاران بسيار از سركار پادشاه در آنجا آمده متوجه مهماندارى بودند . عصر در آنجا ميزى گسترده و اسباب و اثاث « 1 » طلا و نقره و بلور و بارفطن و چينى بسيار در آنجا گذاشته ، به آئين روس مأكولات ساخته آورده بودند . صاحبى ايلچى و مهمانداران و همراهان در آنجا در سر ميز رفته غذا صرف كردند ، و هر يك بهجاى خود رفته استراحت نمودند . اين خانهء پادشاهى كه منزل صاحبى ايلچى است . اطاقهاى رنگين منقح دارد ، و اقسام گلها در بعضى اطاقها بسيار است ، و نارنجستانى در مرتبهء زير دارد ، وسيع ، كه بهطريق اروس پيش روى آن ، درها ، « 2 » آينه و سقف پوشيده دارد . و بسيار طولانى مىباشد . درخت مركبات از هر چيز در صندوقها گذاشته و گل در آن ريختهاند . اما درختها بسيار قوى و بلند مىبود ، و هر قسم گل و رياحين كه بهخاطر ميرسيد در آنجا در ظرفها سبز كرده ، دستى گذاشته بودند . مكان بسيار باصفاى خوشوصفى بود . و در اينجا عمارات عالى و مكانها و باغات بسيار از سركار پادشاه مىباشد ، كه تفصيل آن از اين قرار است : باغيست موسوم به ساروسكوسلو ، بيست و دو ورث كه چهار فرسنگ ، چيزى كم بوده باشد ، تا شهر پتربورغ مسافت دارد . وسعت و عمارت و مكانها و آبها و جزيره ، در ميان آب و سيرگاه و جاهاى بسيار دارد كه حال شهريت بهمرسانيده . ابتدا نيز پادشاه اول كه او را پتر كبير مىگفتند بناى آبادى آنجا را گذاشته ، قليل مكانى كه برپا شده ، آن مكان و آن باغ را به يكترينهء اول كه زن او بوده ، بخشيده . يكترينه در آنجا عمارات و مكانهاى عالى ، تماشاگاه بسيار ساخته . بعد از او اپلىزوت دختر يكترينه بعرصه آمده به كلى آنجا را خراب كرده ، خود طرح عمارات حاليه و مكانها [ ى ] غريب در آنجا انداخته ، و در آبادى آنجا كوشيده ، بهاتمام نرسانيده و از ميان رفته . بعد از آن يكترينه دويم كه پادشاه بوده و او را خورشيدكلاه مىگويند ، به عرصه آمده ، عمارات و مكانهاى آنجا را بهاتمام رسانيده و رونقى بىحد در آنجا داده ، كه هنوز باقى و برقرار است ، و خلق روس در حوالى و حواشى عمارات شاهى خانهها و مكانهاى عالى ساخته ، در آنجا توقف دارند ، كه بالفعل شهريست و آبادى و معمورى كلى دارد . وضع عمارات و تفصيل مكانهائى كه در آنجا ساخته شده ، اگرچه به تحرير راست نمىآيد ، نهايت مجملى از مفصل اين است كه عمارت اصلى و عمدهء « 3 » آنكه در سمت بالاى باغ واقع است از چند خيابان سنگبندى و محجرهاى « 4 » آهنى كه مىگذرند و بحوالى عمارت ميرسند ، عمارت بسيار مرتفع طولانى بهنظر مىآمد كه در دامنه كوهى در بلندى واقع است كه مجموع باغات و صحرا و آبها كه در دور و اطراف آن واقع است و عماراتى كه در آنجا نمايان است در زير آن واقع شده ، و اين عمارت مشرف بر همه جاست و ديوارهاى آن را كه از بيرون نمايان است بعد از اينكه از بنائى گچبرى و مقرنسكاريها فارغ شدهاند ، در پاى هر جرزى صورتى از گچ ساخته روى آن را طلا كارى كرده و جرز را روى فرق سر او جا داده ، قد آن صورت چهار ذرع مىشود . قامت
--> ( 1 ) - متن : اساس ( 2 ) - متن : دربها ( 3 ) - و عمله ( 4 ) - متن : معجرهاى