ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
118
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و هيأتى از آن صورت ظاهر است كه چنين مينمايد كه با كمال عظمت و بزرگى ايستاده پايه جرز عمارت را بر سر و دست خود گرفته است . از خارج عمارت كه داخل در و كرياس آن ميشوند ، تمام سنگهاى يكپارچه بسيار بزرگ به كار برده ، كه صفا و پاكيزگى آنها بيحد است . در آنجا تپهايست كه بايد بالا رفت . پله را از سنگ يكپارچهء بلنت ساخته يكطرف سنگ در ديوار كار گذاشته يكطرف بيرون و مطلق حايلى ندارد و بطريق مارپيچ اين سنگ را كار گذاشته و چندين پله ساختهاند كه از آنجا بالا رفته داخل اطاقها و مكانهاى طبقهء دويم و سيم و چهارم ميروند . در وسط كه اصل عمارت واقع است قريب به دويست اطاق به نظر مىآيد كه داخل هر يك كه ميشوى بطرح تازه جلوه مىكند . مثلا يكى به طرح دستور فرنگ ، يكى به طرح چينى ، يكى به طرح رومى ، يكى به طرح هندى ، يكى به طرح ، خطائى و همچنين هر اطاقى را به دستور ، عمارت ولايتى ساختهاند ، و اينها را هر يك از چيزى ساختهاند . يكى تمام از سنگ يشمريزه ، يكى تمام از كهربا ، يكى تمام سندروس ، يكى فيروزه ، يكى چينى ، يكى بلور رنگين ، يكى طلاكارى تمام ، يكى مينا و تصويرات غريب يكى تمام از قالى « 1 » ابريشمى بسيار ريزهكار و همچنين هر يك ديوار و بدنهء اطاق را از اين چيزها به طرحهاى بسيار خوشآينده ساختهاند . و سقفهاى اطاقها را هر يك بقسمى تصويرات و نقاشىهاى ممتاز ساخته و كشيدهاند كه عقل از ملاحظهء آنها حيران است . و تمام اطاق در « 2 » هاى آينه طلاكارى در اطراف دارد ، و بالاى در « 2 » ها كه در دور سقف اطاقها بوده باشد از مس و مفرغ « 3 » و بعضى از گچ ، آدمها بتركيبات غريب و عجيب و خانوارها و چيزهاى ديگر ساختهاند . و در آن دورهء سقف نصب كردهاند ، و روى آنها را چنين طلاكارى كردهاند كه تمام يكپارچه طلا به نظر مىآمد . و در هر اطاق تصويرات بسياربزرگ و كوچك كه به چهارچوبههاى مشبك بستهاند ، و آينههاى بلندقد بسيار ، و صندلىها به اقسام مختلف ، و اسبابى كه در ميان آنها مصطلح است و زينت اطاقها مىباشد بسيار چيده و گذاشتهاند . كه از حد تحرير بيرون است . و اين اطاقها اغلب بسيار وسيع است كه بعضى هفتاد ذرع طول و سى ذرع عرض و بعضى چهل ذرع طول و شانزده ذرع عرض و بعضى سى ذرع طول و دوازده ذرع عرض دارد . و باقى تمام بيست ذرع ، بيست و پنج ذرع طول و هشت نه ذرع عرض مىباشد ، و تمام در يكديگر راه دارد . زمين اين اطاقها كه اصل تخته است روى تخته را بطريق خاتم از صدف و چيزهاى ديگر اقسام گل و بوته طراحى كردهاند ، و همه اين عمارت باوجود اينكه يكصد و ده سال است كه ساخته شده ، چنين مينمايد كه الحال از دست استادان و صاحبصنعتان بيرون آمده . تازگى و صفاى آنها از حد قياس بيرون است و كليسائى در جنب همان اطاق بزرگتر از همه واقع است ، كه دربها [ ى ] آينه را كه باز ميكنند كليسا ظاهر مىشود و چنين مينمايد كه تمام كليسا يكپارچه طلاست . اطراف آن تصويرات بيحد و حساب [ است ] . نقش و نگار و طلاكارى آن قسمتى نيست كه بتحرير راست آيد . دورهء آن در « 4 » هاى آينه يكپارچه [ است ] . اساس آن كليسا از هر چيز بسيار است و چون طول اين عمارت هفتصد و پنجاه قدم بلند و عرض آن چهارصد قدم
--> ( 1 ) - متن : خالى ( 2 ) - متن : درب ( 3 ) - متن : مغرق ( 4 ) - متن : دربها