ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

114

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

كتلى نيست . آنطريق ، سنگ بسيار غريب است . اما از مكان‌هاى ديگر از روى آب بسيار مىآورند . از آنجا گذشته ، قريب به شهر جمعى كثير از بزرگان و اعزه و اعيان و سواره دركان در سر راه به استقبال آمده ، عزت و احترام بسيار به عمل آوردند . داخل شهر كه شديم تمامى بزرگان و جنرال‌ها در منزل صاحبى ايلچى آمده ، راه و رسم مهمان‌نوازى به عمل آوردند . و جمعى از تجار آن بلد ، قدرى شيرينى و ميوه و نان در منزل صاحبى ايلچى آورده به آئين خود بسيار احترامات كردند ، و بعد هر يك به منزل خود رفتند . و صاحبى ايلچى نيز در منزل كه مكان مرغوبى بود ، استراحت نمودند . شهر تور شهريست شيرين و منقح ، خانه‌هاى عالى و عمارات مرغوب بسيار دارد ، و كثرت خلق هم در آنجا بسيار است . كوچه‌هاى وسيع و كليساهاى متعدد دارد . دكاكين و اهل حرفه در آن بسيار است . اين شب در اين مكان توقف و صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شدند . از شهر مسقو الى دار الخلافهء پتربورغ جاده‌اى « 1 » ساخته‌اند كه عرض آن تقريبا سه چهار ذرع مىشود ، و چوب‌بست كرده‌اند كه گاريت و عراده ، از روى چوب‌بست عبور مىكند و با وجود اينكه يكصد و بيست و پنج فرسنگ راه است ، هرگاه يك چوب از آن چوب‌بست عيبى بهم مىرساند موكل چند دارد كه در همانوقت چوب را عوض مىكنند ، و در عرض اين راه ، از همان سرچوب « 2 » هميشه بسيار آماده و موجود كرده‌اند . يوم شنبه بيستم : صبح از آنجا حركت و روانهء محل ، وسنىوله‌چك شديم . يكصد و سى و هفت ورث كه بيست و سه فرسنگ بوده باشد مسافت راه بود ، عرض راه به نسبت روزهاى قبل از دو طرف تمام جنگل و اشجار و دهات بزرگ و كوچك بسيار بود . دو جا ، در منزل‌خانه اسب عوض كردند . يك جا ناهار صرف شده روانه شدند . به شهرى كه آن را ترژوك مىگفتند رسيديم . شهر شيرين خوش‌وصفى تازه به نظر آمد . خانه‌ها و عمارات مرغوب در آن بود . رودخانهء تورسه از خارج شهر داخل مىشود ، و از وسط شهر مىگذرد ، گمىها روى آن كار ميكنند خانه‌هاى بسيار كنار رودخانه واقع است . مكان خوبى به نظر آمد . در خانهء بزرگى ساعتى فرود آمديم . جمعى كشيشان كليساها و اهل شهر ، هفت هشت بيرق رنگارنگ به‌جهت احترام در سر راه آوردند ، و به استقبال آمدند . قدرى نان و شيرينى نيز به آئين خود آوردند . در آن خانه كه فرود آمديم ، صاحب خانه انواع و اقسام تعارف به عمل آورده ، قهوه و چاى « 3 » و مربيات آورده صرف شد . اطاق‌هاى منقح داشت . تصويرات و آينه‌ها و اسباب بلور و بارفطن و چيزهاى پاكيزه در مكان او بسيار بود . ساعتى نشسته از آنجا روانه شديم . راه پست و بلند بسيار داشت . قدرى از شب گذشته وارد منزل گرديده و استراحت شد . يوم يكشنبه بيست و يكم : صبح از آنجا حركت و روانهء شهر والدايى شديم . نود و شش ورث كه شانزده فرسنگ بوده باشد مسافت داشت . عرض راه به نسبت روزهاى سابق ، جنگل و اشجار و جوب و رودخانه و دهات بسيار بود . قريهء وسيعى در سر راه بود . فرود آمديم . ناهار « 4 » صرف شد . از آنجا حركت ، به رودخانهء پسته رسيديم كه از آنجا

--> ( 1 ) - متن : جعده‌اى ( 2 ) - « از همان سرچوب » يعنى : از همان نوع چوب - مانند همان چوب ( 3 ) - متن : چاهى ( 4 ) - متن : نهار