ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
113
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كردند . روزى نوشته [ اى ] از سرگوراوزلى مجدد رسيد . اظهارى درباب حركت از مسقو كرده بود ، بدين جهت ، صاحبى ايلچى اين روزها قدغن نمودند كه عملهجات و همراهان هركس امرى داشته باشد امور خود را مضبوط كرده ، كه يك دو يوم ديگر از مسقو حركت و روانهء پتربورغ شده باشند . ديگر چيزى كه قابل تحرير باشد واقع نشد . يوم چهارشنبه هفدهم : صبح عمله و ايتام و اسباب را از مسقو حركت و روانهء پتربورغ نمودند . بعد طور مصوف به ديدن آمده بسيار عذرخواهى ايام گذشته را كرده ، لوازم تعارف ظاهرى به جاى آورد ، و به منزل خود رفت . صاحبى ايلچى قدغن فرمودند كه چهار پنج طاقهء شال ترمه و مبلغ معتدى وجه از قرار سياههء علاحده به مهمانداران مسقو و خدمتكارها و افيسر و سالدات كشيكچى و سواره دركان و قزاق « 1 » آنجا دادند و آنها راضى و خوشنود شدند ، و آن روز و شب در مسقو بسر برده شد . صبح از مسقو حركت و روانهء شهر كلين شدند . يوم پنجشنبه هجدهم : صبح اسباب و اثاث را از مسقو حركت داده ، صاحبى ايلچى و همراهان و مهمانداران ، بعد از صرف ناهار « 2 » از آنجا حركت و بعد از طى هشتاد و پنج ورث راه وارد شهر كلين شدند . در عرض راه دوجا اسب عوض كردند . در سمت چپ و راست راه ، همهجا جنگل و اشجار و دهات بسيار بود ، و متصل بهم عراده كه چوبهاى بسيار بلند قد قوى بار آن بود در راه ملاحظه مىشد ، كه مىبردند . اين روز بهعلت اينكه بساناويچ در گاريت صاحبى ايلچى سوار مىشود و متصل بهم جيغ متعفن مىكشد ، از شدت دود و جيغ صداع « 3 » عارض صاحبى ايلچى شده و بسيار به ايشان بد گذشت ، تا وارد منزل شدند . شهر كلين قصبچهاى است . خانهها و عمارات عالى خوب دارد . كليساى چند نيز در آن واقع است . اما چندان وسعت كلى در كوچهها و خيابانهاى آن نيست نزديك به شهر رودخانهء كوچكى واقع است از آنجا گذشته وارد شهر شدند و در منزل مرغوبى فرود آمده ، هريك به مكانى قرار گرفتند . و آن شب را در آنجا بسر برده صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شدند . يوم جمعه نوزدهم : صبح از شهر كلين حركت و بعد از طى هشتاد و پنج ورث راه كه چهارده فرسنگ بوده باشد وارد شهر تور شديم . در عرض راه دوجا منزلخانه و چاپارخانه بود ، كه اسب عوض كرده و در يك جا فرود آمده ناهار صرف شد . به نسبت روز قبل جنگل و اشجار و دهات بسيار بود . چوبهاى بيحد بلند بسيار قوى ، الى غير النهايه در سر راه بود كه در كار حمل و نقل بودند . رودخانهء اول قدرى به شهر تور مانده واقع است . رودخانه [ اى ] است بسيار عظيم و بزرگ كه به پتربورغ ميرود ، و شعبهاى از آن نيز به حاجى ترخان روان است كه به دريا ملحق مىشود و مكرر كشتىها و گمى و بطيل در روى آن رودخانه كار مىكند . پل بسيار عظيم مضبوط طولانى روى آن بستهاند . از آنجا عبور شد در صحرا سنگ يكپارچه بسيار بزرگ ملاحظه شد . با وجود اينكه در آن صفحه مطلق كوهى و
--> ( 1 ) - متن : قزاغ ( 2 ) - متن : نهار ( 3 ) - صداع : دردسر ، مزاحمت . فرهنگ معين