ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

112

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

ايشان شده بود ، موعود بودند . با مهمانداران به آنجا رفتند . بعد از اتمام ضيافت كه به نسبت پيش بود ، از آنجا به عزم تماشاى آن جماعت در سر رودخانه آمدند . قدرى ملاحظهء اوضاع و رفتار و كردار و بازيها [ كردند ] . زن و مرد با يكديگر بىاحتياط در صحبت مشغول بودند . آنها را [ رها ] كرده از آنجا به حال‌پرسى خواهر رديشچوف سردار تفليس رفتند . به‌محض ورود آنجا ، آن زن لازمه عزت و احترام بجاى آورده ، بسيار اظهار رضامندى و خوشوقتى كرده ، بعد از صرف چاى « 1 » از آن‌جا حركت و روانهء منزل گرديده استراحت نمودند . يوم شنبه بيست و نهم الى دوشنبه هشتم شهر ربيع الثانى 1230 : امورات وقوعى اين است كه يك روز يكى از اهل انگريز به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، نوشته [ اى ] از سرگوراوزلى آورده ، مضمون اينكه : صلاح شما در آن است كه از مسكو روانهء پتربورغ شده باشيد . بدانچه صلاح بود جواب قلمى و تسليم او شد كه ارسال نزد او نمايد . روزى به همين خصوص حركت از مسقو ، نوشتجات بسيار به امناى دولت عليهء ايران قلمى نموده ، و به سردار تفليس نيز شرحى نوشته شده و تسليم بساناويچ نموده كه ارسال تفليس كرده باشد . ديگر امرى واقع نبود و بطريق ساير ايام ، در منزل‌گاهى به صحبت كتاب ، و گردش در آنجا ، و گاهى به درس و مشق انگريزى مشغول بودند و روز به شب ميرسيد . يوم سه‌شنبه نهم : كه تحويل حمل و عيد نوروز فيروز سلطانى بود ، صاحبى ايلچى قدغن نموده اطاقى را زينت و آراستگى تمام دادند و به آئين اهل ايران سفره [ اى ] انداخته ، آنچه از مأكول كه تصور بود ، با شمع‌هاى كافورى ، و گلهاى رنگارنگ ، و از هر مقوله چيزهائى كه قاعده مىبود ، آماده و مهيا كرده ، در سفره گذاشتند . همراهان و همگى عمله را نزد خود خواسته به قدر شايستهء هر يك وجهى به رسم عيدى علاوه‌بر رخوت و اسباب و بالاپوش‌ها ، به آنها دادند . و آنها همگى در كمال خوشوقتى ، در سر سفره به دعاى دوام دولت ابدمدت شاهنشاه عالم‌پناه مشغول بودند . بعد از تحويل حمل ، چند طاقهء شال ممتاز به بساناويچ و آقا بيك و مهمانداران ديگر بخشيدند . و مبلغ معتدى وجه به رسم عيدى به مهمانداران و افيسرها و خدمتكاران روسيه انعام كردند . و آن روز به عشرت و شادى گذشت . عصر آن روز ايشيك آقاسى طور مصوف و بساناويچ از جانب او به مبارك‌باد آمدند و تعارفات لازمه بجا آوردند . يوم چهارشنبه دهم الى يوم سه‌شنبه شانزدهم : امر تازه‌اى ، روى نداد . مگر اينكه از اين روزها ، روزى عيد روسيه بود كه پادشاه آنها ، به تخت سلطنت نشسته بود ، طور مصوف در خانهء خود ميزى گسترده ، اعيان و بزرگان خود را ضيافت كرده ، مشغول عشرت بودند و باوجود نزديكى خانهء او به منزل صاحبى ايلچى و عيد پادشاه بودن و ميز پادشاهى ، از راه لئامت تكليفى به صاحبى ايلچى نكرده كه در آنجا رفته باشند . صاحبى ايلچى نيز قدرى متغير و آدمى به جهت مبارك‌باد نزد او نفرستاد . متحمل او نشدند . روزى ديگر يك طاقه شال رضائى و قدرى باجاغلى به معلم انگريزى انعام

--> ( 1 ) - متن : چاهى