ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
110
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
اخراجات و رخوت و اسباب آنها تمام از سركار مادر پادشاه داده مىشود آن وجه اجرت كار خود را در آن مدت هجده سال يا بيست سال جمع مينمايند . روزى كه از آنجا به بيرون ميروند ، هريك مبلغى وجه از خود دارند . همان را سرمايهء خود كرده به كسب و كار مشغول ميشوند و همچنين دختران آنچه به كمالات نيكو آراستهاند ، بعد از مدت مذكور بيرون رفته بهركس خواهند شوهر مىكنند ، و بسيارى به كسب و كار و خدمت كردن در خانههاى مردم ، و ساير امورات مشغول ميشوند . اما مجموع اينها را اولاد پادشاه مىگويند ، و احدى اطلاق حرامزادگى نمىتواند كه به آنها كرده باشد . همه كس آنها را اولاد پادشاه مىنامد ، اين معنى بسيار غريب است كه در اين مدت بيست سال كه اينهمه اطفال ذكور و اناث در اين خانه هستند و بزرگ ميشوند و آنها را تربيت مىكنند ، اين خانه اينقدر مكان دارد كه جاى خوردن و خوابيدن و كسب و كار كردن و گردش نمودن و تربيت شدن دختران و پسران از يكديگر جداست . و در اين عرض مدت مطلقا يكديگر را در آن خانه ملاقات نمىنمايند ، و نزد هم آمد و شد نمىكنند . مكانهاى ذكورها ، تا مكانهاى اناث قدرى از هم فاصله دارد . دايه و عمله و معلم و خدمت كردن هر يك جداگانه مىباشد . بعد از بيست سال كه از آن خانه بيرون ميروند ، اگر يكديگر را ملاقات كنند ، و زن و شوهر شوند نميدانند كه به كجا بودهاند و چهكسند اين هم از براى همين مطلب است كه از احوال يكديگر مطلع نباشند ، مبادا از هم اجتناب نمايند . و غرض اصلى اينها از اين عمل كثرت و زيادتى خلق است . چون بىعصمتى در ميان ايشان شيوع كلى دارد ، و دختر باكره نزد اين جماعت بهم نميرسد . مىگويند بكر ، چه معنى دارد . اگر طفل است هنگام مقاربت قطرهء خون دارد ، اگر بزرگ است ندارد . اعتقادى به بكر بودن ندارند و غرض اين است كه چون دختران مادام كه مبالغ خطير مال و وجه و دولت نداشته باشند ، شوهر او را قبول نمىكند . لابد است كه مرتكب امور لغو بشود . همينكه مرتكب شد اولاد بهم ميرسد . آن نطفه چرا بر طرف شود ؟ بايد چنين اساسى برپا باشد ، كه هر كس از آنها حامله شود ، در آنجا رفته طفل را گذاشته ، به هر جا خواهد برود و باز به كار خود مشغول باشد ، همچنانكه هر گاه دخترى از اينها به خانهء شوهر نرفته باشد ، و ده شكم از اطرافى حمل برداشته زائيده باشد ، باز آن را دختر و شوهر نكرده مىگويند . و به همين جهت كه دختر تا مال بسيار نداشته باشد نمىتواند شوهر كرد . و بكارت هم در ميان ايشان اصلى ندارد . دخترى و زنى نيست كه ضايع نشود ، و به افعال و اعمال ناشايسته مشغول نگرديده باشد . گاه هست كه دخترى چندين طفل از هر جا بهمرسانيده ، و بعد صاحب دولت شده شوهرى به جهت او بهم ميرسد . او هنوز دختر است و به آئين دخترى به خانهء شوهر ميرود . حال اين خانه و اين اثاث متعلق به مادر پادشاه است ، و ناپليان هم در وقت تسخير مسقو آن مكان را به همين جهت نسوخت و باقى گذاشت . اخراجات به همه جهت از مادر پادشاه در آن خانه صرف مىشود . و متوجه اطفال به نسبتى كه تحرير شد مىشوند . و در ممالك روسيه همهجا همچنين مكان و اين طريق و آئين و قرارداد مىباشد ، و عمدهء مطلب اينها ، كثرت و زياد شدن خلق است . و عمله [ اى ] كه بهر اسم و رسم و هر جهت مأمور به اين خانه ميباشند ، به آئينى كه دارند قسم ياد