ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
106
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
رفته ، و پنجاه و شش ساعت معاودت كرده و حال اينكه از مسقو تا پتربورغ هفتصد و سى ورث راه كه يكصد و بيست و پنج فرسنگ ايران است مسافت است . اگرچه به جناغ و عراده سوار بوده ، و اسب مىتاخته ، اما باز خالى از اشكالى نيست . بعد بساناويچ آمده كه امروز به ملاحظهء خانهاى كه دار الشفا مىباشد بايد رفته باشيد ، و ملاحظهء آنجا را نمائيد . صاحبى ايلچى گاريت مخصوص خواسته ، به همراهى مهمانداران و همراهان روانهء آنجا شدند . به قدر سه ورث راه بود و در انتهاى شهر مسقو واقع است . اگرچه همهء اين قسم افعال و اعمال را طايفهء روسيه از ساير يوروپ كسب كردهاند ، اما اين يك عمل ايشان بهترين افعال آنها مىباشد . وارد آنجا كه شديم مشخص شد كه پول پادشاه ، پدر اين پادشاه خانهء سه چهار طبقهء وسيعى در اينجا ساخته ، كه به قدر چهارصد اطاق و مكان در همهء آن واقع است و به قدر سه چهار هزار نفر آدم در آنجا ، جا مىگيرد كه توانند بسر برده و آن را مختص دار الشفا قرارداد كرده است . حال بنحو استمرار در همهء اوقات چند نفر سركار و صاحب اختيار متشخص و چندين نفر طبيب و جمع كثيرى عمله و خدمتكار و اخراجات از هر مقوله و هر چيز حتى دوا و ساير ما يحتاج از سركار پادشاه در آنجا مهيا و آماده كردهاند ، و هر يك از آنها مواجب معينى دارند . بيمارى و مريض و دردمندى كه در آنجا بهم ميرسد ، اعم از فقير يا غنى يا زن يا مرد ، هركس كه خود خواسته باشد به آنجا مىرود . به محض ورود او را در آن خانه برده ، در مكانى جا مىدهند . كت « 1 » شبخواب و پوشن و نازبالش پر و ظروف و اسباب مختص ، حتى لگن برنجى بهجهت قضاى حاجت به جهت او معين كرده ، مىدهند و او را در آنجا معالجه مىنمايند . تا هر وقت كه به كلى رفع ناخوشى او شد ، بيرون آمده از پى كار خود مىروند . اين روز آنچه ملاحظه شد ، چهارصد پانصد بيمار بودند ، از خرد « 2 » و درشت كه در اطاقها روى كتها خوابيده بودند و هر يك علاحده ، پوشن و اسباب و ظروف دوا و ظرف غذا خوردن در بالاى سر آنها فردافردا گذشته بودند . و هر يك را لگن برنجى زير كت گذاشته بوند و مستحفظ و خدمت كن بسيار در اطراف آنها مىگشت و موكل بود كه هر كارى داشته باشند كرده باشند . هر اطاقى را كه ملاحظه نموديم به همين نسبت بود . بعد از ملاحظهء آنجا به طرفى رفته آشپزخانهء آنها بود و شربتخانه نيز بود ، كه دوا و معاجين و شربتها و غذاها را در آنجا مهيا كرده ، به هر يك هر چه بايست داد ، داده باشند و باغى در عقب آن خانه ساختهاند كه گاهى بيمار را در آنجا برده گردش كرده باشد و گلكارى در آنجا كرده بودند . اين خرج و اخراجات و دوا و غذاى بيمار و مواجب عملهجات و ساير جهات تمام از سركار پادشاه است كه هر روز داده مىشود . چند خانههاى كوچك ديگر هم به جهت همين مصرف در آنجاها ساخته بودند . و بعضى اشخاص به همين نسبت متوجه خرج و اخراجات آن خانهها بودند . و پرستارى بيمار مىكردند .
--> ( 1 ) - كت تخت فرهنگ معين ( 2 ) - متن : خورد