ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

98

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

آن چندين رأس اسب و كره ، و ماديان آورده تماشا نمودند . بعضى از آنها خوب و پاره‌اى وسط و بسيارى بد بود . بعد از ملاحظهء طويله و اسبان او ، بهمراهى طورمصوف و سايرين مجددا به خانهء گرافينه رفتند . در اطاق وسيعى كه بحسب زينت و آرايش از هر چيز كمال تنقيه داشت ساكن شدند در آنجا شمعدان‌ها و چهلچراغهاى بسيار روشن كرده بودند ، و به قدر دويست سيصد نفر زن و دختر كوچك كه همه كنيزان و خدمهء گرافينه بودند ، در آنجا ايستاده و همهء خلق در روى كرسىها نشسته و جمعى سازنده در يكطرف ايستاده به طريق خود ساز مىنواختند . دو نفر دختر كوچك و دو نفر زن ، نوبه‌به‌نوبه ، در ميان مجلس آمده به قسم خوش‌آيند ، رقص مىكردند . چون اين طريق رقص آنها خلاف مجمع بال واقعى و رقص بزرگان آنها بود ، خالى از مزه و حركتى نبود ، و بدآينده نمىنمود . به قدر دو ساعت در آن مكان به همين طريق رقص كردند . بعد از آنجا برخاسته برسر ميز رفتند . ميزى در كمال آراستگى و خوش‌آيندگى ، برپا كرده بودند . اقسام مأكولات و شيرينىآلات و ميوه‌ها در آنجا حاضر بود . چندين درخت ليمو و نارنگى مثمر در وسط ميز گذاشته بودند . و اسباب و ظروف طلا و نقره و چينى و بارفطن و بلور بسيار و شمعدان‌ها و چهل‌چراغ در آنجا بسيار چيده بودند . و آنها به آئين خود غذا و شراب صرف مىكردند . و صاحبى ايلچى و همراهان نيز غذا صرف نموده از آنجا برخاستند « 1 » و به مكان ديگر رفته ، ساعتى توقف و مراجعت به منزل كردند . اين شب از قرار تقرير جمعى را مشخص شد كه اين دختر كه صاحب خانه مىباشد هرساله ، سالى دويست سيصد هزار تومان مداخل از نفع وجه ، و املاك و كارخانجات ، و رمه ، و ساير جهات دارد . و هر ساله به قدر سى چهل هزار تومان به فقراى روسيه بخشش مينمايد ، و دولت و اسباب و مال و حشم آن بىنهايت است ، و جهت دولت آن ، اين است كه الف پدر اين دختر مردى از اواسط خلق آنها بود . يكترينه كه پادشاه روس بوده ، با او علاقهء بسيارى بهم مىرساند . و او را نزد خود برده ، از خاصان خود مىسازد و چندان عزت و دولت به او ميدهد كه پايان نداشته و او هم دايم در كار مشغول بوده ، تا اينكه هر دوى آنها بر طرف مىشوند . اين دختر از او مىماند ، و مادر او هم طرف مىشود . مال و اموال تمام منتقل به دختر مىشود و هر ساله هم نفع كلى حاصل مىكرد . رفته‌رفته به اينجا مىرسد ، و الا از بزرگان و اعيان روسيه نيست . لكن حال شهرت و عزت بسيار در ميان ايشان دارد . و نزد پادشاه نيز بسيار راه ، و تقرب دارد . يوم شنبه دهم : يكنفر از بزرگان روسيه به همراهى بساناويچ ، نزد صاحبى ايلچى آمده ، تعارفات رسمى به عمل آورده ، وعدهء ضيافت خواست و به منزل خود رفت . بعد [ ايلچى ] قدرى مشغول درس مشق انگريزى و صرف غذا و گردش در منزل بودند . اين شب نيز بتوسط بساناويچ ، در خانهء زنى از بزرگان و اعيان آنها كه شوهر آن زن بر طرف شده بود ، موعود بودند . پاسى از شب گذشته گاريت مخصوصى آورده ، صاحبى ايلچى سوار و به اتفاق مهمانداران و همراهان روانهء آنجا شدند .

--> ( 1 ) - متن : برخواستند