ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

91

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

يوم يكشنبه نوزدهم : صبح جمعى از بزرگان بهمراهى مهماندار به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، بعد قدرى خود را مشغول صحبت كتاب و گردش منزل نمودند . اين شب در خانهء گرافينه الف كه فى الجمله ذكر احوالش در روز رفتن خانهء خواهر رديشچوف سردار تفليس بيان شده ، صاحبى ايلچى موعود بودند . چون در مسقو شهرت تام تمامى دارد كه احدى نيست كه دولت و ثروت و وضع و سامان آن را داشته باشد و هميشهء اوقات پادشاه و بزرگان را در خانهء خود ضيافت كرده ، تعارفات مىكند و خويش نزديك رديشچوف است . صاحبى ايلچى نظر به خاطر « 1 » همشيرهء رديشچوف پاسى از شب گذشته ، با مهمانداران و همراهان روانهء خانهء او شدند . به ورود آنجا ميدانى مدور به نظر درآمد كه دورهء آن يك ورث راه بود . تمام دور آن را به فاصله نيم ذرع به قسم خوش آينده چراغان كرده بود كه يكى از يكى پس و پيش واقع نشده بود ، و شمعها در آنجا گذاشته ميسوخت . با وجوديكه آن شب به حدى هوا سرد بود كه اهل مسقو مذكور مىكردند كه فوق آن ديگر نخواهد شد . غير اهل آنجا اگر كسى پنج دقيقه در بيرون خانه و اطاق مىايستاد ، يقين خشك و بر طرف ميشد . جمعى كثير از ملازمهاى همان گرافينه در آن ميدان ايستاده متوجهء شمعها بودند كه اگر يكى خاموش شود دفعى عوض روشن كرده ، بجاى آن بگذارند . از آنجا گذشته داخل خانهء او شديم . طور مصوف و بزرگان كه آنجا بودند با ميزبان برسر راه آمده ، تعارف بسيارى كردند و به عزت و احترام كلى از چندين اطاق‌ها و مكان‌هاى عالى گذشته داخل اطاقى شديم . در آنجا ملاحظه شد كه به قدر يكصد زن و دختر نيكومنظر كه همه از بزرگان آنجا بودند ، روى كرسىها نشسته با همگى به آئين خود تعارف به عمل آوردند . اغلب تعارف زنان و دختران ايشان اين است كه نزديك كه ميرسند ، قدرى پاى خود را خم كرده ، قد را كوتاه مىكنند و در نهايت آهستگى كفل را حركت ميدهند . منتهاى تعارف ايشان به اين طريق است بارى بعد از تعارفات ، ملاحظه شد كه گرافينه الف كه صاحب‌خانه باشد مرواريد و الماس درشت بسيار زينت سر و گردن و سينه و گوش و آغوش خود كرده ، خود را در كمال زيبندگى ، آراسته گردانيده ، زنان و دختران ديگر ، هريك به قدر حال ، خود را در رهگذر لباس و جواهرآلات زينت كلى كرده ، بر روى كرسىها قرار گرفته‌اند ، چون اين خانهء او مشرف به سى چهل اطاق مىباشد كه هريك از هر يك زينت و اسباب و آرايش و تصاوير و آينه‌ها بيشتر دارد ساعتى در آن اطاق اول نشسته چاى « 2 » صرف شد و در همهء اين اطاق‌ها ، مركبات بسيار از مقولهء نارنگى و ليمو و نارنج و اقسام گلهاى رنگارنگ و رياحين در خمره‌هاى چينى و كاشى خوش‌رنگ در ميان گل گذاشته چيده‌اند . و تمامى مركبات مثمر ، و درعين طراوت مىبود . بعد از لحظه‌اى از اين مكان برخاسته « 3 » به اطاق رقص كه بال مىگويند رفتند . ابتدا طور مصوف كه حاكم و صاحب اختيار آنجا بود ، برخاسته « 3 » دست گرافينه الف را كه

--> ( 1 ) - متن : خواطر ( 2 ) - متن : چاهى ( 3 ) - برخواسته