ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

87

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

اين غريب بود كه اين خانه و اين مكان به اين وسعت را كه بدون اغراق هفت هشتهزار نفر خلق در آن ميتوانستند توقف نمايند ناپليان در تلو ساير عمارات ايشان سوخته بود و به كلى خراب و منهدم شده بود . به اندك وقتى به تعمير و آبادى آنجا پرداخته بودند و همين شب سفيدكارى آن « 1 » به اتمام رسيده بود . نقش و نگار و تصاوير و اسباب و اساس آن مكان را بعد مىكردند . اين شب در اينجا از زن و مرد به قدر دو سه هزار جمعيت بود . اما معلوم نبود كه در آنجا كثرتى هست . مذكور مىكردند كه فرانسه قتل بسيار كرده و اسير بسيار برده است . زنها و دختران بزرگان كه در آن مكان جمع بودند . به وضعى كه پيش سمت تحرير يافته ، خود را آراسته كرده بودند ، و به همان نسبت رقص مىكردند و با يكديگر به راه ميرفتند . در بين تماشاى آنها طور مصوف آمده ، انواع و اقسام تعارف بجاى آورد . صاحبى ايلچى « 2 » قدرى در آن مكان گردش كرده و ملاحظهء وسعت و عرض و طول آن عمارت را مىنمودند و با هر يك از بزرگان آنها تكلم مىكردند . بعد از چند ساعت از آنجا معاودت به منزل و استراحت نمودند . يوم يكشنبه دوازدهم : صبح مهمانداران آمده ، از هر جا صحبت در ميان بود . بعد از صرف ناهار « 3 » صاحبى ايلچى گاريت مخصوصى طلبيده سوار شدند و به رسم بازديد به منزل طور مصوف رفتند . او بعد از اطلاع در سر راه آمده ، انواع و اقسام تعارف بجاى آورده ، به احترام تمام وارد منزل او شدند . در آنجا به قدر ساعتى توقف و از هر مقوله صحبت داشتند . در حين برخاستن « 4 » طور مصوف وعدهء رفتن شب را به آپرهء پادشاهى خواستند ، صاحبى ايلچى قبول فرموده ، معاودت به منزل نمودند . آپره كه آن را تياتر « 5 » نيز مىگويند ، مكانيست كه مختص رقص و بازيها و تقليدهاى شب است كه آن هم خانه‌ايست نه چندان وسيع ، و نه كوچك . سه طبقه ساخته شده ، كه شبها زن و مرد با يكديگر در اين طبقات رفته مىنشينند و تماشا مىكنند و هر مكانى و هر مرتبه ، يك نوع كرايهء معينى دارد ، كه مىگيرند و خلق را در آنجا راه ميدهند . اطراف آنجا تمام منقش است . چهل‌چراغ‌ها و شمعدانهاى بسيار از سقف آويخته و در هر طرف گذاشته شده ، و جمعى سازنده‌ونوازند و اهل فيوج « 6 » بسيار از زن و مرد و دختر و طفل در اينجا جمع ميباشند ، و هر شب تقليدى و بازى در اينجا برپا مىكنند . خلق تمام از زن و مرد نيز آمده ، تماشا مىكنند و بعد به خانه‌هاى خود ميروند . اين آپره از پادشاه است . كه هر اوقات كه به مسقو آمده باشد شبها در آنجا رفته تماشا مىكند . صاحبى ايلچى قدرى از شب گذشته با مهمانداران و همراهان ، سوار گرديده ، به آنجا رفتند . طور مصوف در آنجا بود ، صاحبى ايلچى را با احترام تمام در طبقهء وسط كه مرغوب‌ترين ، ساير مكان‌هاى آنجا مىباشد در مكان خواص « 7 » برده ، با يكديگر نشستند . در آنجا ملاحظه شد كه در مقابل ، تالارى نمايان است و پرده پيش روى آن كشيده‌اند

--> ( 1 ) - متن : او ( 2 ) - متن : و صاحبى ( 3 ) - متن : نهار ( 4 ) - متن : برخواستن ( 5 ) - متن : تيتر ( 6 ) - متن : فيوح ( 7 ) - متن : خواص