ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
88
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و جمع كثيرى سازنده و نوازنده پاى تالار نشسته ، هريك به قسم مختلف اسبابسازى در دست دارند و شمعى و كتابى پيش روى خود گذاشته از روى كتاب ساز مىنوازند . بعد از زمانى پردهء تالار را بالا كشيدند ، چهل پنجاه نفر زن و دختر و طفل لباسهاى زرى بسيار بلند پوشيده ، كلاهها بتركيب غريب برسر گذاشته ، جميع موى سر را يك گيس بافته از عقب آويخته پارچهها سر آن گذاشتهاند ، و زيور بسيار از هر چيز به خود كرده بودند . به علت « 1 » تغيير لباس مشخص بود كه اهل فيوج ميباشند ، چراكه لباس زنان آنها با لباس اين بازىگرها مغايرت تمام دارد . بارى قدرى خواندند و قدرى به قسمهاى غريب رقص كردند و تقليدها مىكردند و حركات نمودند . بعد از زمانى باز پرده به زير افتاد و آنها غايب شدند . قليلى كه گذشت پرده را كشيدند ، كوه و جنگل و رودخانهها نمايان شد و سپاه و سالدات بسيارى از هر قرال فرنك جوقهبهجوقه علمهاى خود را در دست گرفته مىآمدند . مشخص شد كه تقليد قرالهاى فرنك است كه با ناپليان دعوا كرده و او را شكست داده و فرار كرده بود مىباشد . و علم و طبل اروس را پيش روى همه مىكشيدند ، تا اينكه صفآرائى كرده دو سه نفر بزرگان آنها پيش آمده ، قدرى خواندند و قدرى گفتگو كردند . بعد سپاه درهم ريخته ، دعوا و رقص باهم مىكردند ، و بسيار طول كشيد و بطريق ساير رقص و تقليد آنها بىمزه نبود . بعد از آن درختى در ميان همان تالار آورده آتش زده ، به طريق اسباب آتشبازى به اقسام مختلف آوازها مىكرد و از هر طرف تيرى و چيزى مىجست . تا اينكه تمام شد . هريك برخاسته « 2 » به منزل خود رفتند . صاحبى ايلچى بعد از ملاحظهء آنها از آنجا برخاسته « 2 » با مهمانداران و همراهان معاودت به منزل كرده ، استراحت نمودند . يوم دوشنبه سيزدهم الى چهارشنبه پانزدهم : امرى كه قابل تحرير باشد واقع نبود . گاهى بعضى از بزرگان آمده ديدن مىكردند . روزى همگى تجار ايرانى ، كه در مسقو بودند به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، فقرات بسيار از سوء سلوك و بدرفتارى اهالى گمرك حاجى ترخان با ايشان بيان مىكردند . صاحبى ايلچى در جواب گفتند كه حال منازعه فيما بين دولتين متروك ، و بناى مصالحه و اتحاد در ميان است . بعدها قسمى مىشود كه ايشان بهطريق عهدنامه كه فيما بين ، قرار يافته رفتار كرده باشند . آنها را از قرارداد عهدنامه مطلع ساختند . خوشوقت گرديدند ، به محل خود رفتند . باقى روزها به مطالعهء كتاب و گردش منزل و تأكيد در اتمام رخوت و بالاپوش و اسباب عملهجات مشغول بودند . يوم پنجشنبه شانزدهم : چون وزير چهارم دولت روس در مسقو آمده « بود » در طبقهء زيرين همين خانه منزل داشت ، بديدن صاحبى ايلچى آمده ، و راه و رسم دوستى و
--> ( 1 ) - متن [ : ] و به علت ( 2 ) - متن [ : ] برخواسته .