ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

78

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

بسيار است . يحتمل آب‌وهواى آنجا هم از شهرهاى عرض راه بهتر باشد . به‌جهت اينكه آدم خوش‌سيما بسيار دارد . سالدات نيز در آنجا بسيارند . جمعى به كشيك منزل صاحبى ايلچى مأمور و آمدند و به آئين خود مشغول كشيك و محافظت بودند . آن روز بعد از ورود منزل آمد و شد بزرگان آنها صاحبى ايلچى قدرى استراحت نمودند و همگى در همان مكان منزل گزين شديم ، و آن روز و شب گذشت . يوم يكشنبه بيست و هشتم : صبح كورنادر نيكولاى ايوانچ كه حاكم و صاحب اختيار آنجاست به اتفاق پنجاه شصت نفر جنرال و بزرگان و اعزه و اعيان آنها به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، به آئين خود اقسام تعارف و محبت و مهمان‌نوازى بجاى آوردند ، و يك دو ساعت توقف و از هر جا و هر مقوله صحبت در ميان بود . چاى « 1 » و شيرينى آورده صرف نمودند و بعد كورنادر وعدهء ضيافت مجلس رقص و بال خواسته به منزل خود رفت . اگرچه صاحبى ايلچى را در رفتن آنجا اراده نبود ، اما به اصرار جنرال بساناويچ مهماندار قبول نمودند . بعد غذا صرف شده به صحبت كتاب مشغول شدند . قدرى از شب گذشته گاريت مخصوص آورده و بساناويچ آمده ، صاحبى ايلچى و همراهان روانهء دار الضيافه شدند . در حين ورود به آنجا كورنادر با همهء بزرگان كه بودند ، سر راه به استقبال آمده احترام لازمه به عمل آوردند و بعد داخل اطاق بزرگى شديم كه مجلس رقص بود ، در آنجا به قدر يكصد نفر زن و دختران بزرگان ، به روى صندلىها نشسته بودند و به وضعى كه پيش تحرير يافت سر و بر و دوش و آغوش خود را به گل‌هاى غريب و مرواريد و الماس زينت كرده بودند ، و به همان نسبت سازونوا مىنواختند . و مردان آنها نزد زنان آمده ، هريك دست يكى را مىگرفتند و به‌طريقى كه سابق ذكر شد گردش كرده رقص مىكردند . در بين « 2 » رقص هر كس را با كسى ميل صحبت بود وعده و نويد بهم مىدادند ، چراكه غرض كلى و مطالب اصلى آنها ، از وفور بىعصمتى و بىعفتى كه دارند از اين رقص و بال همين است كه هر مردى به زنى و هر زنى به مردى كه ميل داشته باشد در چنين مجالس با يكديگر صحبت داشته و آنچه در دل دارند با يكديگر بگويند ، و از جانبين مطلب حاصل شود . بهرحال به قدر چهار پنج ساعت در آن مجلس بناى رقص بود . چاى « 1 » و مربيات و شراب به دست خدمتكاران بود و به هر كس تكليف مىكردند . زنان « 3 » و مردان هركدام را ميل بود گرفته صرف مىكردند . بعد صاحبى ايلچى از آنجا برخاسته با همراهان روانهء منزل شدند و هر يك بجاى خود استراحت نمودند . يوم دوشنبه بيست و نهم شهر ذيحجة الحرام الى دوشنبه ششم شهر محرم الحرام سنهء 1230 : كه در شهر تول توقف بود اموراتى كه روى نمود اين است كه روزى بهمراهى مهمانداران به ملاحظهء كارخانجاتى كه اسباب و آلات حرب مىساختند ، و انبارهائى كه آنها را در آنجا مىگذاشتند رفتيم . به ورود آنجا جمعى كه صاحب جمع و بزرگان كارخانه‌ها « 4 » بودند سر راه صاحبى ايلچى آمده بسيار احترام نمودند . داخل كه شديم كارخانهء بسيار بسيار وسيعى ،

--> ( 1 ) - متن : چاهى ( 2 ) - متن : و در بين ( 3 ) - متن : و زنان ( 4 ) - متن : كارخانجات