ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
79
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
مشرف به ده طرف ، بهنظر در آمد كه در هر طرفى دستگاهى و اساسى و عملهء معينى داشت ، كه مشغول كارى بودند « 1 » . در طرف اول كه از ساير آنها وسيعتر مىباشد و چوبهاى « 2 » بسيار قطردار سى ذرعى و چهل ذرعى در اطراف سقف و جوانب او ، به اقسام مختلف كار گذاشتهاند . آب « 3 » در جدولها از زير دستگاهها و بالاى آنها جارى است . طرفى است در اينجا [ كه ] كورهء بزرگى ساختهاند و از دو طرف خود به خود دم حركت مىكند و بكوره مىتابد . شخصى ايستاده زغال ميريزند و آهن در آنجا مىگدازد . آن آهن در آنجا از جرم و كثافت ، به حدى پاك مىشود كه وقت بيرون آوردن هر حكمى كه ميخواهند بر او بكنند و چيزى بسازند مىكنند و مىسازند . در آنجا چرخ بزرگى ساختهاند و پيش روى چرخ چيزى بتركيب دنك برنجكوبى كار گذاشتهاند . شخصى ايستاده آهن از كوره بيرون آورده را نزديك آن دنك ميبرد ، چرخ را آب حركت داده به دنگ مىخورد و دنك در كمال سرعت بالا رفته فرود آيد ، و به آهنى كه دست آن شخص است مىخورد . قطعقطع مىكند بهجهت هر اسلحه كه از مقولهء تفنگ و طپانچه و شمشير و قرابينه و سرنيزه خواسته باشد به قدر همان قطع مىكند . ديگرى ايستاده ميگيرد و به كارخانهء ديگر كه اساس و اسباب ديگر برپاست مىرساند . عملهء آنجا گرفته به تركيب مىآورند . آنجا به كارخانهء ديگر برده ، اگر لولهء تفنگ و طپانچه و قرابينه است سوراخ مىكنند . اگر شمشير و قداره و سرنيزه است . آب ميدهند و صيقل مىكنند . غرض اين است كه آنچه غريب به نظر آمده اين است كه در اين كارخانهها « 4 » همهء اهل صنعتها جمع ميباشند . و پارچهء آهنى كه ابتدا از كوره بيرون مىآورند ، خواه تفنگ ، خواه طپانچه ، خواه شمشير ، يا اسلحهء ديگر آنچه از اول منظور بودهاند به همان اندازه قطع مىكنند . و دست به دست به دستگاه آخرى ميرسانند . به دستگاه آخر كه رسيد ، تمام است و بايد تحويل انبار شود . مثلا يك جا تفنگ را قطاعى مىكنند ، يك جا لوله مىسازند ، يك جا سوراخ مىكنند ، يك جا صيقلى « 5 » مىكند ، يك جا چخماق مىسازند و مىبندند ، يك جا قنداق مىكنند و تمام كرده تسليم صاحبجمع مىشود ، و همچنين شمشير و ساير اسلحه ، آنچه باشد . در « 6 » اين كارخانهها چرخها و اسبابها هست كه خود به خود گردش مىكند ، و پاى هر دستگاهى استادى نشسته ، چيزى مىسازد . و اصل اينها از يك كورهء آتش و خمرهء آهنى آب است كه از بخار آن هزار بلكه دو هزار چرخ و دستگاه گردش مىكند و احتياج به آدم ندارد و اين مقوله چيزها از تحرير و تقرير چندان دستگير نمىشود و موقوف به ديدن است . اما اينقدر ملاحظه شد كه در اين كارخانهها « 4 » هر روزه روزى سه هزار و هشتصد « 7 » نفر عمله مستمرى به كار مشغول مىباشند ، و سالى يكصد و پنجاه هزار قبضهء تفنگ و اسباب ديگر از اين كارخانه ، ساخته و آماده شده داخل انبار مىشود . اما اگر اين كورهء آتش و خمرهء آب گرم و جوبهاى آب جارى نبود ، روزى پنجاه
--> ( 1 ) - متن : و در ( 2 ) - متن : چوبها ( 3 ) - متن : و آبها ( 4 ) - متن : كارخانجات ( 5 ) - متن : سيقلى ( 6 ) - متن : و در ( 7 ) - مج : شش هزار