ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
51
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
در وسط راه قريهايست آن را قاضى بيك مىگويند . جنرالى در آنجا با جمعى سالدات توقف دارد ، و بر سر راه به استقبال آمده در آنجا فرود آمديم . ناهار « 1 » معقولى آماده كرده بودند ، به مصرف رسيد و از آنجا روانه شديم . جنرال مذكور قدرى مشايعت كرده ، معاودت به منزل خود نمود . در عرض راه چندين مكان ديگر بهنظر رسيد كه كوه را بريده ، راه ساختهاند . الحق خالى از اشكال كلى و اخراجات كردن بسيار نيست . از آنجاها عبور و به سر پل چوبى رسيديم كه به قدر هفت ذرع عرض و پانزده ذرع طول ميداشت [ كه ] بر روى رودخانه بسته بودند . در سر پل سالدات بسيارى توقف داشتند . در آن حوالى چند خانهء چوبى ساخته بودند كه سالدات در آنجا توقف دارد . سمت چپ دهات بسيار است ، كه روس و گرجى در آنجا توقف دارند . در سر كوه كليسائى واقع است ، مذكور شد كه دو هزار سال است كه ساخته شده ، و از پل چوبى مذكور كه عبور نموديم چندين مكان ديگر ملاحظه شد كه كمر كوه را بريده راه كردهاند ، دو مكان را نيز به قدر سى چهل ذرع ميان كوه خالى كرده راه عبور ساختهاند . كه سوار و پياده و گاريت عبور مينمايند ، و منتهاى كار نهائى [ را ] در آنجا كردهاند . سابق بر اين به جهت عبور ، اين راهها پل چوبى بسيار داشته [ است ] . روسيه بهجهت آمد و شد عراده ، پلها را موقوف ، و كوه را بريده ، راه ساختهاند ، و [ حال ] پل چوبى [ اين راه ] منحصر به همين يك پل است ، كه بسيار مستحكم مىباشد . در وسط اين راه قريهايست او را كلت مىگويند كه سرحد گرجستان تا آنمكان تمام است . و تا اينجا كه دربند است خاك گرجستان تمام است . اين منزل بخلاف منزل روز قبل در كوهستان تمام جنگل و اشجار بسيار است . از تعصبات اينكه بهعلت توقف طوايف اوساسطى و چركس و چچن كه مسلمان ميباشند ، و در اين راه و حولوحوش كوه البرز و آن حدود و سرحدات ساكن هستند ، هميشهء اوقات برسم دزدى و شبيخون بر سر راه طايفهء روس مىآيند و مال آنها را سرقت مىنمايند . اغلب اتفاق افتاد كه بسيارى از روس را مقتول ساختهاند و [ يا ] زنده دستگير كرده بردهاند . حال كه مدت چهارده پانزده سال است كه طايفهء روسيه به اين سامان آمده و در اين مكانها توقف دارند ، نتوانستهاند كه اين راهها را امنيت و آرامى داده باشند ، كه [ به ] توانند عبور كرده باشند . قرار روسيه حال اين است كه در هفته دو روز ، قوافل و مترددين هر كس باشد در رفتن به قفقاز لينه و در آمدن در مزدك جمع ميشوند و توقف مينمايند . جمعى سالدات با توپخانه و آتشخانه و استعداد ، آنها را برداشته آورده از اين راهها مىگذرانند . و بعد رفته در جا و مكان خود قرار مىگيرند . باوجود اين عمل مكرر اتفاق افتاده كه از طوايف مذكور بر سر مترددين ريخته مال آنها را برده و هر كس بوده دستگير كرده بردهاند . حتى چاپارى كه بايد آمد و شد نمايد تا جمعيت همراه نداشته باشد نمىتواند
--> ( 1 ) - متن : نهار