ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
42
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
آمده مباركباد عيد مىگفتند . چاى « 1 » و شيرينى آورده صرف نمودند ، و صاحبى ايلچى مضامين ارقام نواب اشرف را با كيفيت آوردن تسبيح مرواريد ، و آمدن آقا بابا بيك به سردار اظهار نمودند ، بعد ساعتى نشسته به صحبت مشغول بودند و به منزل خود رفتند . باقى روز بطريق روزهاى ديگر گذشت . يوم شنبه دويم : بهاصطلاح روس يوم تولد مادر پادشاه آنها بوده ، و اين روز را اين طايفه عيد ناميده به عيش و طرب مشغول مىشوند . سردار با جمع كثيرى به منزل صاحبى ايلچى آمده اصرار زياد نمودند كه ايشان را به تماشاى كليساى خود برده وضع و آئين روسيه را ديده باشند . صاحبى نظر به اصرار ايشان با همراهان به اتفاق سردار به كليسا رفته در آنجا جميع خلق و بسيارى زنان و كشيشان و پادرىها كه او را مجتهد ميدانند جمع بودند . به ورود آنجا ملاحظه شد كه كشيشها و پادرى و خدمهء كليسا لباسهاى زرى به تركيبات مختلف پوشيده و كتابها در دست گرفته ، قدرى پيش و پس « 2 » مىروند و چيزها مىخوانند و حركات غريبه از آنها ظاهر مىشود ، و پادرى خاج را در دست گرفته رو بهركس كه اشاره مىكند او به سجده مىرود و همچنين از اين مقوله حركات كه تفصيل باعث طول مىشود كارها كردند . بعد از ساعتى يكى از آنها بشقابى در دست گرفته در ميان خلق راه رفته ، هريك چيزى مىدادند . صاحبى ايلچى در آنجا چند دانهء اشرفى در بشقاب انداختند و بعد از آنجا به همراهى سردار بخانهء پادرى بزرگ كه عملهء پيشوايان آنها مىبود رفتند . در آنجا ميزى گسترده ، و اقسام شرابها چيده و گذاشته بود ، بعد از نشستن آنها پادرى خود ، پياله [ اى ] پر كرده و خورد ، و خلق خود را تكليف به خوردن نمود ، آنها مشغول اكلوشرب ، و صاحبى ايلچى با همراهان مشغول صحبت بودند . تا اينكه سردار و ساير آنها غذا صرف نموده ، مجلس برهم خورد و همگى از آنجا حركت و هر يك روانهء منزل خود شدند . و باقى آن روز نيز بهطريق ساير روزها گذشت . يوم يكشنبه سيم الى دوشنبه يازدهم : صاحبى ايلچى گاهى به مطالعهء كتاب و گاهى به نوشتن خط انگريزى ، و بعضى اوقات به گردش باغ جنب منزل مشغول بودند ، و اغلب بهعلت طول توقف در تفليس و تعويق تبديل عهدنامه به دلگيرى و پريشانى خاطر مىگذرانيدند . روزى از اين روزها ، جنرال بساناويچ مهماندار را كه تا آن روز به ديدن صاحبى ايلچى نيامده بود ، سردار [ او را ] بهمراهى پاليوانج وزير خود نزد صاحبى ايلچى فرستاد كه حسب الامر پادشاه ما [ ايشان ] مهماندار عرض راه شما مىباشد ، و بايد با او برسر محبت و مهربانى باشيد . صاحبى ايلچى او را بسيار نوازش نموده و اظهار محبت زياد با او كردند . او نيز تعهدات بسيار در مراتب مهماندارى عرض راه نموده و به منزل خود رفت . روز ديگر پادرى بزرگ كه عملهء مجتهدين آنها مىباشد برسم بازديد نزد صاحبى
--> ( 1 ) - متن - چاهى . ( 2 ) - متن - پيشوپست .