ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
43
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
ايلچى آمده ، تعارف بسيار به عمل آورد . چاى « 1 » و شيرينى صرف كرده به منزل خود رفت . اما از اين پادرى بزرگ حكايتى مسموع شده ، در اينجا تحرير مىشود : قاعده و قانون روسيه اين است كه سالى يك دفعه در روزى معين ، مجموع زن و مرد در كليساها نزد پادرى و كشيشان رفته معاصى كه از هر مقوله كردهاند ، در خفيه به كشيش يا پادرى مىگويند . او بعضى را خود مىبخشد و بعضى را نويد بخشيدن بعد مىدهد و او را توبه تلقين مىكند ، آن شخص خوشحال از آنجا بيرون آمده تا سال ديگر باز به اعمال خود مشغول است و قاعده هم اين است كه بعد از اينكه هر كس كه كشيش و پادرى مىشود بايد به هيچ وجه تزويج اختيار نكند و زوجه نداشته باشد و مقاربت از او صادر نشود . اگر فرضا صادر شود واحدى مطلع شود ، او را انواع سياست كرده ، ديگر او را به كليسا راه نمىدهند . اتفاقا در اين سال در همان روز موعود ، جمعى نزد همين پادرى رفته و معاصى خود را يكيك بيان كرده و بخشيده شده ، مىرفتند . نوبت به جوانى رسيده ، او رفته هر امرى كه از او صادر شده بود بيان نمود . چون بايد خلاف واقع و دروغ نگويند در يك امرى بسيار شرم مىكرد و سر به زير مىانداخته . پادرى اصرار بسيار مىكند كه بگو ، شرم مكن مىگويد من با صبيهء شما مقاربت كردهام . پادرى مىگويد عيب ندارد ، من هم با مادر شما همين عمل را كردهام هر دو بخشيده خواهد شد . خلاصه اوصاف حميدهء ايشان بسيار است . روزى ديگر از اين روزها سردار به منزل صاحبى ايلچى آمده ، بعد از تعارفات ، مذكور نمود كه چون ميرزا ابراهيم ارمنى در كمال خوبى امضاى عهدنامه را به خط ايرانى ترجمه نموده است شما از دولت خود خواهشمند شويد كه نشان شير و خورشيد به جهت او مرحمت شود . صاحبى ايلچى چون پيش همه به او وعده كرده بودند قبول فرمودند . ديگر در آن روزها امرى واقع نبود . يوم سهشنبه دوازدهم : صبح سردار چند نفر خاصان خود را فرستاد كه امروز عهدنامه و امضاى آن را با يكديگر تبديل خواهم نمود . قدغن كرده تمام بزرگان و اعزه و اعيان و مطلق خلق روسيه و سالدات سوار و پياده از درب منزل ما الى درب منزل سردار ايستاده ، به آئين خود سازونوا مىنواختند و اسباب عشرت و شادى برپا داشتند . سردار جمع كثيرى از بزرگان خود را با گاريت شش اسبهء مخصوص نزد صاحبى ايلچى فرستاده ، مذكور نمود كه سردار را منظور اين است كه اصل عهدنامهء ميمونهء مباركه ، مهموره بهمر شاهنشاه عالمپناه را كه نزد شماست به اعزاز تمام برداشته به منزل باشند ، كه در عرض راه ما نيز امضاى عهدنامهء ميمونه كه به دست خط و مهر پادشاه خود در دست داريم قدرى به استقبال آورده ، هر دو را با يكديگر در منزل برده ، تبديل نمائيم . صاحبى ايلچى بنحو خواهش او ، اصل عهدنامهء مباركه را با قاب طلاى مينا در كمال اعزاز در گاريت گذشته و با همراهان سوار گرديده ، از منزل خود روانهء منزل سردار شديم . در عرض راه همهجا تمامى خلق اعزاز و اكرام مىنمودند . در وسط راه آنها نيز
--> ( 1 ) - متن : چاهى .