ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

33

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

يوم پنجشنبه هفدهم : آقا بيك به منزل ما آمده خدمت صاحبى ايلچى اظهار نمود كه سردار را همانا منظور آن است كه به منزل شما آمده ، در مكان خلوت يكديگر را ملاقات كرده باشيد . صاحبى قبول نمود . قدرى از روز گذشته سردار وارد و در مكانى نشستند ، بعد از صرف قهوه و چاى و شيرينى سردار اظهار نمود كه من بايد جميع اسباب هدايا را ديده و ملاحظه كرده باشم . آنها را آورده و سياهه كرده ، تمامى را حالى او نمودند . بعد از ملاحظه مذكور نمود كه اول اينكه اصل اين هدايا بسيار كم است ، و آن‌كه بايست بود نيست ، و ثانى در صورتى كه به جهت قسطنطين برادر پادشاه هدايا باشد چگونه از براى مادر و زن و خواهر پادشاه نيست ؟ و حال اينكه خاطر اينها نزد پادشاه زياده از برادرها تعلق دارد . بايد بهر نسبت باشد ، تسبيح مرواريد و شال و اقمشه به جهت آنها آورده ، و برده شود ، كه اينها را نزد پادشاه عزت بسيار است . منظور من آن است كه ايشان با دولت عليهء ايران دوست و مهربان ، و با من در انجام كار شما همداستان باشند ، كه در وقت رفتن شما بدربار پادشاه بدستيارى اينها شما را با نيل مقصود روانه نمايند . حال صلاح در آن است كه شما به قدر سه چهار هفته در تفليس توقف و چاپار به جهت آوردن هديا به جهت ايشان روانهء دولت عليهء ايران كرده باشيد ، تا من هم چاپار بدربار پادشاه خود فرستاده امضاى عهدنامه را گرفته آورده ، در اين صورت آنها را تبديل نموده روانهء پتربورغ شده باشد . چون سردار در اينخصوص اصرار بسيار نمود ، صاحبى ايلچى قبول اين مطلب را نموده جواب گفتند كه من كيفيت را به دولت عرض مىكنم بدانچه حكم شود معمول ميدارم . بعد سردار مذكور نمود كه چون شما ايلچى بزرگ دولت ايران مىباشيد ، بايد در حين ورود به پاىتخت پادشاه روس تعارفات از خود به امناى دولت كرده باشيد . به جهت اين مصرف چه همراه داريد ؟ صاحبى ايلچى جواب گفتند كه يكصد و سى طاقه شال ترمه همراه است . در جواب گفت كه دويست سيصد طاقه شال هم كفاف اين مطلب را نميدهد . صاحبى ايلچى حيران شدند ، كه اين چه معنى دارد كه هدايا و تعارف را سردار اينقدر اصرار دارد ! چراكه تا حال اين معنى به گوش احدى نرسيده كه مدعى خود در زيادتى هدايا و تكلف به دولت خود بكوشد . بعد سردار برخاسته به منزل خود رفت صاحبى ايلچى مراتب مزبور را من البدايه و الى النهايه به امناى دولت عليهء ايران قلمى و نوشتجات لازمه به مصحوب ابراهيم بيك كه از تبريز مأمور بود ، ارسال ايران شد و در همان شب او را روانهء تبريز نمودند . يوم جمعه هيجدهم : سه ساعت از روز گذشته سردار به منزل ما آمده ، و صاحبى ايلچى را ملاقات نموده ، برسم تعارف مذكور نمود كه هر گاه شما مرخص نمائيد من هر روزه بسبيل استمرار به منزل شما آمده مهماندارى خواهم كرد ، و از اين مقوله اظهار دوستى و محبت بسيار كرد . بعد مذكور نمود كه اسباب هدايا را ميخواهم به‌دقت ملاحظه نمايم . صاحبى ايلچى فرموده تمامى هدايا را در حضور او آورده ملاحظه مىكرد و