محمد على حاجيلو
58
ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )
كنند ، اما امام على عليه السّلام مانع از اين كار شد و به حديثى از پيامبر استناد كرد كه فرموده بود : بزرگان هر قومى را گرامى بداريد هرچند مخالف شما باشند . سپس حضرت على عليه السّلام فرمود : مردم ايران دانا و بزرگمنش هستند و خود و بنى هاشم را براى خاطر خدا آزاد كردم . به دنبال آن مهاجر و انصار هم گفتند : اى برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ! ما هم حق خود را به تو بخشيديم ، على بن ابى طالب فرمود : خدايا تو شاهد باش كه آنها به من هبه كردند و من قبول كردم و آنها را آزاد كردم ، عمر گفت على بن ابى طالب پيش افتاد و تصميم ما را درباره عجمها شكست » . « 1 » مغيره هميشه در مقايسه ميان حضرت على عليه السّلام و عمر مىگفت : على عليه السّلام تمايل و مهربانىاش نسبت به موالى بيشتر بود . « 2 » در دوره حاكميت امويان كه موالى شاهد رفتار غير اسلامى و غير انسانى خلفاى اموى با خود بودهاند ، جذبه و كششى در ايرانيان نسبت به علويان و خاندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به وجود آمد ، زيرا هر قدر آنان نسبت به موالى تبعيض بيشترى اعمال مىكردند و موالى را از حقوق اجتماعىشان بيشتر محروم مىكردند و شيوهء تحقيرآميزى را نسبت به خاندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و علويان به كار مىبردند ، همبستگى دو گروه مورد ستم امويان ، يعنى موالى و علويان افزون مىشد بهطورى كه رفتار خشونتآميز و غير انسانى امويان با فرزندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله در واقعه
--> ( 1 ) . شيخ محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، بيروت ، موسسه الوفاء ، سال 1403 ق ، ج 45 ، ص 330 . ( 2 ) . شيخ عباس القمى ، سفينة البحار ، موسسه الطبعة و النشر فى آستان مقدس رضويه ، 1416 ق ، ج 2 ، ص 692 .