محمد على حاجيلو

104

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )

مذهب را فداى سياست و حكومت دنيوى خود كردند و به تعبير ديگر تنها در صدد حفظ حكومت و منافع سياسى خود بودند ، روايتهاى تاريخى مبنى بر انديشه معز الدوله براى نقل خلافت از عباسيان به علويان نيز نمىتواند دليل بر تفكر مذهبى آنان باشد . چون اگر شخص معز الدوله در تشيع خود راسخ بود و به راستى به انديشه شيعه‌گرى ايمان داشت ، مىبايست حكومت را به علويان منتقل مىكرد و به صرف استدلال وزيرش كه او را از عواقب اين كار و خارج شدن حكومت دنيوى از دست وى بيم مىداد « 1 » از اين كار دست برنمىداشت . نكته ديگر در چگونگى روابط خلفا و آل بويه كه شايسته توجه است ، اين است كه بر سر اصل وجود خلافت اختلافى در ميان نبوده است و اگر ستيز و خلع و نصبى از طرف حاكمان آل بويه صورت مىگرفت ، تنها در راستاى منافع آنان بوده است ، زيرا موقعيت زمانى و اجتماعى و مذهبى ، اين موضوع را به حاكمان آل بويه تفهيم كرده بود كه اگر خواهان ادامه حكومت هستند ناچار بايد بر ابقاى خلافت صحه بگذارند ، زيرا وجود اكثريت سنى مذهب ، در سرزمينهاى اسلامى كه تحت سيطره آل بويه بود و نيز قدمت و مشروعيت نهادينه شده خلافت و وجود حكومتهاى مستقل سنى مذهب كه بر لحاظ ظاهرى هم از خلفاى عباسى تبعيت مىكردند ، اين امكان را از آل بويه سلب كرده بود كه بتوانند خلافت عباسيان را منقرض كنند . در هيچ‌يك از سه مورد خلع خلفا كه در زمان حكومت آل بويه اتفاق افتاد ، انگيزه مذهبى دخيل نبود و صحبتى دربارهء اصل وجود خلافت نبوده است و در هر سه مورد ، اقتضاى منابع آل بويه بر اين قرار گرفته بود كه خلفا را تغيير دهند كه ما به مقتضاى بحث هر سه مورد را توضيح مىدهيم . علت ظاهرى خلع المستكفى ، توسط معز الدوله بر طبق روايتهاى تاريخى كه شرح

--> ( 1 ) . الكامل ، پيشين ، ج 5 ، ص 271 - 270 .