محمد على حاجيلو
102
ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )
براى خليفه المستكفى قرار داد و خليفه از تمام اختيارات خود محروم شد و تنها در خطبه نامى از خليفه برده مىشد . « 1 » كار خليفه به واسطه غلبه ديالمه به اندازهاى به ضعف گرائيد كه هيچكس به خليفه و دستوراتش اعتنايى نمىكرد . ابن اثير در اينباره مىگويد : در زمان معز الدوله هيچ احترامى براى خليفه باقى نماند ، وى از داشتن وزير محروم بود . فقط كاتبى داشت كه به زمينها و مخارج او رسيدگى مىكرد ، اما معز الدوله هركس را كه مىخواست به وزارت خود انتخاب مىكرد . « 2 » همچنين معز الدوله در عزل و نصب قضات و صاحبان مشاغل ديگر اعتنايى به خليفه نمىكرد . « 3 » مناسبات آل بويه با خلافت عباسى روابط و مناسبات آل بويه با خلفاى عباسى وضعى پيچيده داشت . آنان با آنكه شيعه بودند به ساقط كردن خلافت عباسى مبادرت نورزيدند ، زيرا ملاحظاتى ، اتخاذ چنين سياستى را ايجاب مىكرد . جمعيت بغداد و بهطور كلى عراق بيشتر سنى بودند . از طرف ديگر وجود سپاهيان ترك سنى ، آل بويه را ناگزير مىكرد كه ميان گرايشهاى شيعى و فشار اهل سنت موازنهاى دقيق برقرار سازند ، زيرا آل بويه از اعتقاد و احترام گسترده مردم نسبت به خليفهء سنىمذهب در عراق و بهطور كلى در جهان اسلام آگاه بودند ، و از آن به مثابه وسيلهاى براى مشروعيت بخشيدن به قدرت خويش استفاده مىكردند . آنان اجازه رسمى حكومت خود را از خليفه گرفته بودند و براى برخوردارى از مشروعيتى هرچند ناپايدار ، به هالهء تقدس خليفه سنى نيازمند بودند . دليل ديگرى
--> ( 1 ) . محمد بن عبد الملك همدانى ، تكملة التاريخ الطبرى ، بيروت ، مطبقه كاتوليكه ، 1961 م ، ج 1 ، ص 211 . ( 2 ) . تاريخ الكامل ، پيشين ، ج 5 ، ص 270 . ( 3 ) . تكملة التاريخ طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 179 .