محمد على حاجيلو

101

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )

وقتى در شيراز مستقر شد از خليفه الراضى بالله خواست كه او را از طرف خود به عنوان والى فارس بشناسد و او هم متعهد مىشود كه سالانه هشت هزار درهم به بغداد بفرستد . در شوال سال 322 ه ق ، خلعت و لواى خليفه به همراه مردى به نام ابو عيسى كاتب براى وى فرستاده شد ، اما على از دادن پولى كه تعهد كرده بود ، خوددارى كرد . زمانى كه على در فارس و برادرش حسن در اصفهان استقرار يافتند ، تصميم گرفتند كه برادر كوچكتر خود احمد را براى تصرف كرمان بفرستند . احمد نيز بعد از حوادثى موفق شد كرمان را تصرف كند ، پس از اين پيروزى على از برادرش احمد خواست كه به فارس برگردد ، وى نيز بازگشت و در استخر اقامت گزيد . « 1 » از اين پس على و بعد از او برادرزاده‌اش عضد الدوله به‌طور مكرر اقدام به فتح كامل كرمان كردند تا سال 357 ه ق كه عضد الدوله تمام آن ناحيه را به تصرف درآورد . در سال 324 ه ق ، ابو عبد الله بريدى - فرمانرواى اهواز و بصره - كه حكومتش مورد تجاوز ابن رائق و به حكم از عمال خليفه قرار گرفته بود به على پناه آورد و به على وعدهء يارى در فتح عراق داد . على ، برادرش احمد را از استخر طلبيد و او را به يارى ابو عبد الله بريدى فرستاد كه آنان نيز موفق شدند ابن رائق و به حكم را شكست دهند . بعد از آن احمد چندين بار قصد كرد بغداد را فتح كند ، ولى موفق نشد ، تا اينكه در سال 334 ه ق وارد بغداد شد و از طرف خليفه ، المستكفى بالله به لقب معز الدوله ، ملقب گرديد . همچنين خليفه به برادران احمد ، على لقب عماد الدوله و حسن ، ركن الدوله اعطا كرد و دستور داد نام آنان را بر سكه‌ها ضرب كنند . از اين پس معز الدوله صاحب اختيار بغداد شد و هرروز پنج هزار درهم خرجى

--> ( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 467 - 463 . . جمال الدين ، ابن تغريبدى النجوم الزاهره فى ملوك مصر القاهره ، مصر ، چاپ دار الكتاب ، 1383 ق ، ج 3 ، ص 272 .