ميرزا بيگ جنابدى

58

روضة الصفويه ( فارسى )

مناقب عترة و اولاد حميده خصالش قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى . « 1 » مآثر آل فرخنده‌مآلش وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً . « 2 » صدرنشينانى كه انوار ولايت از مشارق مشاهدهء هريك لامع و سرگشتگان تيه غوايت بدان لمعان راه ايقان پيموده‌اند . عالىمكانانى كه ازهار هدايت از مطالع حليهء هر كدام ساطع و بازماندگان طريق عقبى بدان ارشاد رخت امانى كشيده‌اند ، نظم . شهريارانِ شهر فضل و كمال * تاج‌دارانِ مكل جاه و جلال خسروان ممالك معنى « 3 » * پادشاهانِ كشور عقبى مقتدايانِ ملّت عربى * پيشوايان پاك آل نبى أوّلهم علىّ و آخرهم مهدىّ - صلّى اللّه عليهم أجمعين . امّا بعد ، بر ضماير زاكيهء فضلاى عالم و خواطر صافيهء عقلاى بنى آدم چهرهء شاهد اين معنى از تتق اختفا پوشيده نخواهد بود كه هريك از افراد بشر را كه تنميق الفاظ و تلفيق معانى در توفيق بر رويش گشايد از آن گزير نخواهد بود كه مدّت العمر در جمع نمودن سخنان غرايب‌آميز ، مشتمل بر معانى [ 3 الف ] لطايف‌انگيز از فنون حكمت و رموز خرد و نوادر حكايات سير و نكت روايات غرر كوشيده به قدر وسع اوقات خجسته ساعات صرف آن نمايد كه تا بعد از آن كه به حكم حاكم قدير معاملهء ناگزير پيش آيد ، تذكره‌اى باشد او را و كسانى را كه در سلك نوع منت نظمند ، لهذا چون مدّتى مديد و عهدى بعيد فقير منكسر البال ميرزا بيگ بن الحسن الحسينى الجنابدى اوقات محفوف به اقامت بزم باده‌نوشان معانى ريزه‌چين خوان حكميات غرايب آثار بوده و گاهى در رشتهء جوهريان سخن دست‌فروش عقود لآلى اشعار ، امّا در اين دو فنّ خود را آن مقدار استعداد نمىدانست كه به تأليف نسخه [ اى ] بپردازد كه بوسيلهء آن گاهى به خاطر عاطر بزم فروزان محفل انصاف گذرد و گاهى هدف تير حاسدان پرلاف گردد ، ولى چون سير و اخبار پيشينيان مستغنى از استعدادى وافى و استكمالى كافيست ؛ چه به مجرّد حفظ نوادر حكايات كه از آثار سلف بر صفحهء روزگار مانده و قدرت بر تركيب الفاظ و استعارات معانى كه آن نيز نتيجهء فهم ارباب شعر و انشاست ، اين معنى از شيمهء عدم به صحراى وجود جلوه مىنمايد ، به خاطر فاتر رسيد كه در سير نسخه‌اى پردازد و احوال قدسىمآل اساطين

--> ( 1 ) شورا : 23 . ( 2 ) دهر : 21 . ( 3 ) ف : خسروان . . . معنى : حذف .