ميرزا بيگ جنابدى
24
روضة الصفويه ( فارسى )
در حقيقت مىتوان ادّعا كرد كه ميرزا بيگ تصوير زنده و گويايى از جزئيّات و حوادث يكصد و سى سال دوران حكومت سلاطين صفوى ، على الخصوص اوضاع چهل سال از دوران سلطنت شاه عبّاس اوّل را در اختيار علاقهمندان تاريخ پر از فراز و نشيب كشورمان مىگذارد ، بهطورىكه خواننده هنگام مطالعه پا به پاى مؤلف خود را در زمان و مكان اتّفاق وقايع احساس مىكند و اين امتيازى است بر كتاب حاضر . خوشبختانه منابع و مآخذى كه مؤلّف ، كتاب خود را با مراجعه و استناد به آنها تنظيم كرده به خوبى روشن و معلوم است . از فحواى متن حاضر پيداست كه شالودهء تأليف و تنظيم كتاب روضة الصّفويّة بر اساس استفاده از سه نوع منبع گذاشته شده است : اسناد و مدارك مكتوب ، مسموعات ، و مشاهدات عينى . مؤلف بنا به اظهار خود در فصل آخر كتاب « در بيان صحّت روايت اين نامه كه به روضة الصّفويّة موسوم است » ، وقايع مربوط به سلسلة النسب صفوى ، رويدادهاى دوران شاه اسماعيل اوّل تا وقايع دوران شاه طهماسب را بر اساس مطالب صفوةالصفاى ابن بزّاز ، حبيب السير خواندمير ، و جهانآراى غفارى تأليف كرده است و خود در اين باره مىگويد : « . . . احوال ايشان از تقرير استاد اين فنّ خواندمير ، كه از غايت شهرت مستغنى است از وصف ، در ذيل حبيب السّير بعضى از احوال پادشاه جليل شاه اسماعيل ماضى از زمان جلوس تا زمان محاربه با سلطان سليم . . . رقمزدهء كلك بيان گرديد و از آن زمان تا وفات آن پادشاه مبرور و ابتداى جلوس پادشاه ولى شاه طهماسب حسينى و برخى از احوال آن پادشاه جليل القدر تا مكاوحات عبيد خان در خراسان ، خواجه محمود نامى كه دعوى فرزندى خواندمير مىنموده و به قدر وسع در تحرير اخبار تا در قيد حيات بوده كوشيده مثبت نمود . و . . . بعد از وى قاضى احمد غفارى رازى نسخه [ اى ] پرداخته مسمى به « جهانآراى » به اسم نامى پادشاه ولى شاه طهماسب . . . » [ 500 الف ] . در تأليف اوضاع و احوال دوران شاه اسماعيل ثانى و سلطان محمّد خدابنده ، مؤلّف قول راويان ثقه را ملاك عمل قرار داده است . ميرزا بيگ در اين مرحله مسموعات خويش را با جملاتى « از تقرير راويان ثقه چنين مستفاد مىگردد كه . . . » ، « از ثقات چنين استماع افتاد كه . . . » و « صحيح القولى گويد كه . . . » به خوانندهء كتابش منتقل مىكند . در هر حال خود مؤلّف نحوهء استناد به مسموعات را چنين بيان مىكند : « . . . و بعد از زمان قزّاق خان كسى از مورّخان در مقام تحرير احوال آن پادشاهان نيامده ، اين ذرّهء بىمقدار به خدمت كسانى كه در آن زمان بودهاند رسيده و متفحّص احوال بوده احوالات اواخر زمان پادشاه ولى [ - شاه طهماسب ] تا زمان وفات و جلوس شاه اسماعيل ثانى و وفات وى و احوال پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد از زمان جلوس و اجتهاد شاهزادهء والانژاد سلطان