ميرزا بيگ جنابدى
25
روضة الصفويه ( فارسى )
حمزه ميرزا و به قتل رسيدن وى تا زمان جلوس پادشاه زمان شاه عبّاس صفوى از راويان ثقه استماع نموده و بعد از وثوق مثبّت گردانيد . . . » [ 500 الف ] . و وقايع دوران شاه عباس را از روى مشاهدات عينى ، كه بنا به اظهار خود در بيشتر رويدادها حضور داشته ، نقل كرده است . چنان كه گويد : « . . . و در زمان پادشاهى اين پادشاه . . . حاضر بوده در اكثر احوالات به مشاهده ديده و در اكثر معارك ، خصوصا در تسخير آذربايجان ، مرافق بوده و آنچه به مشاهده ديده مثبّت گردانيد . . . » [ 500 الف ] . ارزش ادبى و سبك نگارش روضة الصّفويّة از نظر سبك نگارش ، روضة الصّفويّة نيز همچون ديگر نوشتههاى دوران صفويّه ، داراى نثرى متكلّفانه است . جملات كتاب طولانى و توأم با عبارتپردازى و آرايشهاى لفظى است ، لكن على رغم اين ايراد ، متن از جاذبهء كلام و نكات ادبى خالى نيست و در اكثر نقاط كتاب ، شيوه و روش سخنپردازى بر نكتههاى تاريخى برترى مىيابد . گذشته از آن سخن مؤلف و شيوهء نگارش يكدست و پخته است ، بخصوص اين پختگى در جلد دوّم كه مطالب آن شامل مسموعات و مشاهدات عينى مؤلّف است ، بيشتر به چشم مىخورد . نمونهاى چند از نثر متكلّفانه متن حاضر . نمونهء اوّل مربوط است به حبس پسران سلطان حيدر در استخر فارس ، كه مىخوانيم : « . . . مبشّر غيب به گوش هوش ايشان دمبهدم اين ندا مىرسانيد كه اگر مانند يواقيت و لآلى روزى چند در مضيق معدن بسربريد دل تنگ مداريد ، كه عنقريب از آفتاب عنايت چون درّ از تنگناى كان به فسحت جهان تبديل يافته زينت اكليل شهريارى گرديد و اگر چون غنچهء گلستان چندى در خارستان اندوه قرين ملال بگذرانيد سينهء عشرت به ناخن انديشه مخراشيد ، كه به زودى از نسايم عطيّات نامتناهى شكوفهء عطر بخش دماغ فرمانفرمايان باشيد . . . » [ 23 الف ] . و در ورق [ 319 ب ] در واقعهء مبارزهء سپاه اميرخان موصلو با سپاه عثمانى آمده كه : « . . . سپهسالار فلك پنجم را از مشاهدهء آن دست حيرت بر سر چون ندامتزدگان بودى . سيلان خون اگر مانع از ارتفاع غبار نگشتى طبقات زمين را جبال بر سپهر بودى و غبار تراكم اگر نزول عايق نبودى ثوابت و سيّار از دهشت و وحشت غريق بحر خون گشتى . . . » . رواج ادبيّات متكلّفانه در دورهء صفويّه باعث پديد آمدن نوعى جناس لفظى است . بدين معنى كه معمولا به دنبال هر اسمى صفتى مىآيد كه بيش از نظر به تناسب معنوى آن دو كلمه ، تناسب لفظى آن دو مد نظر است ؛ به عبارت ديگر هدف در نوشتن اين نوع