سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
50
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
خودش يا جاى ديگر مجلس روضهخوانى است و سيدى مىخواهد روضه بخواند . اين شخص عرض مىكند كه متوسل به حضرت حجت بشويد كه شر محمد على شاه از سر ما كوتاه شود . آن هم متوسل مىگردد . بعد سيد عمامه و قبا سبزى از [ 58 ] آسمان مىآيد و مىفرمايد روز هفدهم شر محمد على شاه از سر شما كوتاه خواهد شد . آسوده باشيد . اين خواب را روز شنبه هشتم نقل نمود . و پدر خودم خوابى ديدند و نقل نمودند . اين خواب را هم شب دوشنبه يا يكشنبه نهم ديدند و نقل فرمودند كه من و تو مىخواستيم جايى برويم . يك مرتبه ديدم يك گاو قوىهيكل زرد شاخ بلندى آمد سر راه ما ايستاد « 1 » . من گفتم ، احمد ، عجب گاو خشمآلوده است . مانع از رفتن ما شد . فرمودند تو دو ريگ كوچكى طرف او انداختى و به او خورد و برگشت . غضبآلود نگاه كرد و نرفت . بعد من و تو دو سنگ بزرگ برداشته طرف او انداخته گاو از جاده خارج شد و فرار كرد و رفت و ما هم فرار نموده برگشتيم . عموى خودم مدير « 2 » خوابى ديد كه جمعيت زيادى در خيابان هست و با شاه نزاع دارند . يكمرتبه ديدم يك چيز بزرگى از آهن مثل كارخانهء ماشين ولى از آن خيلى بزرگتر كه ابدا راهى ندارد كسى داخل شود بدون آتش و بخار روى زمين مىآيد . گفتند . شاه در اين تو است ، با اجزاى شخصى رسيد و مردم را به يك طرف نمودند . شاه را به عمارت سلطنتى [ وارد ] نمودند . از آن طرف رد شده ديدم شخصى را كشته و پاهاى او را بسته و در كوچه مىكشند و مىگويند مشروطه است ! كه از خواب بيدار شدم . [ 59 ] خودم خواب ديدم كه جايى مردم جمع شده و چادر زده بودند و با دولت طرف گفتوگو و سؤال و جواب هستند و مرحوم شيخ محمود عرب هم بود .
--> ( 1 ) . در حاشيهء صفحه اين يادداشت را دارد : « ميرزا على اصغر خان اتابك در ماه صفر 1325 از فرنگ به طهران آمد و وزير داخله شد و در ماه جمادى الثانى 1325 در درب مجلس شوراى ملى عباس آقاى ترك تبريزى با طپانچهء هفتتير كشت و خودش را تلف نمود . » ( 2 ) . عنوان عمويش مدير دواب بوده است ( مقدمه ديده شود ) .