سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
167
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
فشنگ وارد مجلس مىشوند . تفرجكنندگان كه چشمشان بر جادو و اهرمن مىافتد و يا آنكه مثل گلهء آهويى كه چشمشان بر سگى مىافتد چه قسم متوحش و فرارى مىشوند اين آهوان مشروطهخواهان كه فقط كلاهخود را كج بگذارند و عصا [ 206 ] را به دست بگيرند و عينك زده با سبيلهاى كنتيك « 1 » راه بروند و مىگويند ما چنان كرده و مىكنيم ، و قانونا بايد فلان بشود و شده ، و حدود فلان مطابق حدود فلان فلان است قدم مىزدند اين آهوان چشمشان كه به صنيع حضرت و سايرين مىافتد سرسر و پاپا مىشود ، از ديوار و درخت بهارستان بالا رفته و فرار مىكنند و مجلس خالى مىشود و صنيع حضرت قدرى راه مىرود و فحش مىدهد و برمىگردد . نمىدانم چه شده كه مجاهدين از كرج جلو نيامده و ساكت نشستهاند . گمانم بر اين است كه از طرف روسها اقدامى كرده و يا سالدات به گيلان وارد نمودهاند كه ساكت نشستهاند . تا امروز كه روز نوزدهم است خبرى نشده . و دولتى در فكر استعداد و تهيهء قشون است . از ورامين سيصد چهارصد نفر پياده به توسط شيخ محمود جار گرفتهاند و روز هيجدهم به شهر آمده كه تفنگ بگيرند . خبر درست به شهر نمىرسد . امروز بنده نيتى كردم كه اگر سپهداريها فتح مىكنند و مشروطه قوت مىگيرد خوب بيايد و الا اگر دولتى فايق مىآيد بد بيايد . شخصى استخاره نمود و تفأل زديم اين آيه آمد : وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ [ 207 ] جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . صبح 19 جمادى الثانى . شب نوزدهم مسعود نظام و آقا حسين زرگر كه در
--> ( 1 ) . ( كذا ) و شايد درست خوانده نشده باشد .